کسانی که برای یه مدت نه چندان کوتاه (مثلا یک سال) یا برای ابد محل زندگیشونو تغییر میدن، دچار تغییرات روحی شدید و افت و خیز های قابل توجهی میشن. این نمودار مطلب رو به خوبی نشون میده. 

منهای یک عده ای که از توی فرودگاه ایران شروع میکنه به ضجه زدن و تا ماه ها بعد که به زور به محیط جدید عادت کنن همینطور دپرس هستن، بقیه که برای آینده شون ذوق بیشتری دارن و از محیط جدید استقبال میکنن، یه بازۀ نسبتا کوتاهی Honeymoon رو تجربه میکنن. توی این دوره است که همه چیز تازگی داره و حس کشف کلی چیزای جدید و آدمای کاملا جدید در اوج خودش هست. کم کم این احساس فروکش میکنه و فرد وارد دورۀ Rejection میشه. به تدریج انگار دل برای زندگی قبلی و وطن و خانواده تنگ میشه، برای همین نکات منفی محیط جدید به مراتب پررنگ تر میشه. یه مدتی توی همین حالت میمونه تا در نهایت به این نتیجه میرسه که اینطوری نمیشه و باید یه تغییری ایجاد کنه و خودشو تطبیق بده با محیط جدید و به اصطلاح از اون دورۀ افتضاح Recovery میکنه. بعد از این مرحله است که به تدریج یاد میگیره اینجا خونه اش هست و همینه که هست! بنابراین سعی میکنه هم عادت بکنه و هم خودشون رو غرق در زندگی کنه. اینطوری میشه که با محیط جدید Adjust میشه. بعد از این مرحله، فرد خونۀ خودش رو اون محیط جدید میدونه و غالبا زندگی توی محیط قبلی براش سخت میشه. 

                                

+ نوشته شده در یکشنبه 5 شهریور1391ساعت 14:31 توسط م. |

                          

اطلاعات دربارۀ این کشور به شدت کم هست. از اونجایی که خیلی خیلی کم براش اقدام میشه.

با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی این کشور حتی اگه دانشگاه هاش مجانی‌ هم باشن به سختی‌ دانشجوی اونجا میره (تو نقشه که کسی‌ میبینه وحشت می‌کنه).

بسیار جای قشنگیه و طبیعت خیلی نابی داره ولی از اون طرف، هزینۀ زندگی خیلی بالاست.

دانشگاههای برتر:

Haskoli Islands (University of Iceland) : این دانشگاه دولتی و کاملا رایگانه. البته درس خوندن رایگانه و باقی هزینه های دانشگاهی مثل کتاب و تمام هزینه های تز بر دوش شماست.

Haskolinn I Reykjavik (Reykjavik University): دانشگاه خصوصی هست و کاملا پولی. اونم از نوع گرونش.

در مورد آب و هوا، سرده دیگه. یه چیزی توی مایه های شمال فنلاند و سوئد. زبونشون هم یه چیزی به همون سختی زبان فنلاندیه.

شرایط اقامت، تقریبا شبیه به نروژ هست و بعد از 7 سال زندگی در اونجا، میتونید برای اقامت دائم درخواست بدید.

        

+ نوشته شده در دوشنبه 7 آذر1390ساعت 8:54 توسط م. |

           

اول بگم که من خودم، توی کشورای اروپایی، هلند رو خیلی دوست دارم. ولی سعی کردم نظرات شخصی رو اصلا توی این نوشته دخیل نکنم.

هلند کشور خیلی گرونی نیست ولی گرونه. البته هزینه حمل و نقلش خیلی بیشتر از آلمان هست، مواد غذاییش هم گرونتر از آلمانه. اجاره خونه اش هم به نسبت بالاتر از آلمانه.

مهاجر نسبتا زیاد داره. مردم به زبان انگلیسی مسلطند. کلا موقعیت شغلیش هم خوبه.

از نظر سطح علمی، هلند دانشگاههای خیلی خوبی با سطح بالا داره. خیلی اساتید امریکایی اونجا مشغول تدریس هستن و گروههای علمی فعال دانشجویی خوبی داره.

هر دانشجو، 10 ساعت در هفته اجازۀ کار کردن داره. کار هم منظور کار رسمی هست که معمولا جزو internship ها قرار میگیره.

هلند کشور ثروتمندیه و میزان حقوق و مزایا در هر پایه شغلی بسته به سابقه کار و سن و ..... کاملا مشخص و معلوم شده است. یعنی کارفرما نمیتونه هر چقدر خواست به شما حقوق بده. میزان پایه حقوقی تعیین شده است. عموما رشته های فنی توی هلند درآمد خوبی دارن.

در هلند، شما اگر بخواید برای Master برید، ویزاتون دانشجویی هست ولی PhD اونجا کار حساب میشه و شما به عنوان کارمند یک موسسه (که همون دانشگاهتون باشه)، حساب میشید و بعد میتونید برای اقامت و این داستانها اقدام کنید. (البته باید 5 سال اونجا بوده باشید و tax هم داده باشید.)

آب و هوا:

آب و هوای هلند، از نوع آب هوای معتدل دریاییه که توی جغرافی میخوندیم. یعنی درجه هوا در زمستان به ندرت به زیر صفر می رسد و اگر هم برسد بیشتر از یکی و دو روز نیست. تابستان هم در گرمترین روزها ی سال درجه دما به ندرت به 30 درجه می رسد.

تقریباً سرتاسر هلند آب و هوای یکسان با هم دارند و اختلاف درجه بیشتر از 3 درجه نیست. در هلند به علت وزش باد و نبودن کوه و ارتفاعات وضعیت هوا دائم در حال تغییر می باشد. مثلاً ممکن است در عرض ده دقیقه شما تجربه ای از یک هوای ابری، آفتابی، بارانی و مه آلود را با هم داشته باشید. در ضمن یه نوع باران پودر مانندی هم در هلند وجود داره که در ایران نیست.

زبان هلندی:

روي برد سفارت هلند معمولا آدرس و شمارۀ معلم زبان هلندي نوشته. میتونه شروع خوبی باشه. (سفارت هلند هم پاسدارانه.)

اگه میخواید Self-Study هم بکنید، سی دی های Rosetta Stone که همۀ زبونا رو داره، میتونه خوب باشه. (من تجربه نکردم ولی خیلی طرفدار داره.)

دانشگاه ها:

دانشگاه های خوبی داره که بعضا فاند هم خوب میدن. مثلا برای دلف (Delft)که بچه های مهندسی زیاد تونستند برای فوق فاند بگیرند و دانشگاه نسبتا پولداری هم هست و بچه های ایرانی به خصوص شریفی ها را خوب می شناسه.

دانشگاه ایندهون (Eindhoven) و توینت (twente) هم دانشگاه های خیلی خوبی هستن. دانشگاههایی مثل آمستردام و Groningen  هم هستن که خوبن، ولی گرون هستن.

رنک دانشگاهها به صورت کلی (10 تای اول):

NATIONAL

WORLD

UNIVERSITY

 SIZE 

VISIB. 

RICH FILES

 SCHOLAR

 

1

 74

Utrecht University / Universiteit Utrecht

146

159

44

 9


2

 99

University of Amsterdam / Universiteit van Amsterdam

158

144

168

 31


3

 152

University of Groningen / Rijksuniversiteit Groningen

166

228

207

 53


4

 209

Delft University of Technology TU Delft

235

230

401

 95


5

 224

University of Twente / Universiteit Twente *

283

277

301

 87


6

 245

Eindhoven University of Technology / Technische Universiteit Eindhoven

350

274

244

 171


7

 294

VU University of Amsterdam / Vrije Universiteit Amsterdam

381

338

332

 222


8

 318

Leiden University / Universiteit Leiden *

464

307

541

 187


9

 347

Radboud University / Radboud Universiteit Nijmegen

438

362

406

 391


10

 511

Erasmus University of Rotterdam / Erasmus Universiteit Rotterdam

627

677

798

 83

                

+ نوشته شده در جمعه 27 آبان1390ساعت 23:24 توسط م. |

      

در جمهوری چک (Czech Republic)، تحصیل به زبان چک در دانشگاههای دولتی آن کشور کاملاً رایگان است و در دانشگاههای غیردولتی نیز شهریه سالانه حدود4000-1000 یورو هست. امکان تحصیل به زبان انگلیسی نیز هست ولی شهریه سالانه از 5000 یورو به بالا خواهد بود.

مزایای تحصیلات در جمهوری چک:

1. تحصیل در یکی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا (با ویزای شینگن).

2. هزینه های زندگی نسبتا پایین.

3. اقامت در یکی از امن ترین و زیباترین کشورهای اروپائی با بناهای تاریخی و فرهنگی فراوان که سالانه 8 میلیون گردشگر جذب می کند.

4. امکان مسافرت آزاد به سایر کشورهای اروپا در زمان تحصیل و امکان ماندن در کشور بعد از فارغ التحصیلی به منظور اشتغال و اقامت دائم.

شرط اساسی برای تحصیل در دانشگاههای دولتی چک عبارتست از دانستن زبان چک! شرایط ورود به دانشگاههای دولتی بسیار سخت است و لازم است متقاضیان از عهده آزمون زبان چک در هنگام ورود به دانشگاه برآیند.

برای ورود به دانشگاههای غیردولتی کافیه زبان چک یا انگلیسی بلد باشید و وارد دوره "اولیه" در دانشگاه شوید که به مدت شش ماه آموزش زبان نیز طی دوره ویژه ای به شما داده خواهد شد. یک ترم تحصیلی برایتان تدارک دیده شده که 5 ماه طول میکشه و شما رو آماده میکنه واسه دانشگاه.

دانشگاه ها:

از مشهورترین دانشگاه های اروپا که از آن به عنوان خواهر دانشگاه سوربون فرانسه یاد می شود، دانشگاه چارلز در پراگ است.
دانشگاه تکنیکال چک در پراگ.
دانشگاه اقتصاد پراگ: دانشگاه اقتصاد پراگ یکی از معتبرترین دانشگاه های اقتصاد در اروپاست که سالانه بیش از ده ها هزار متقاضی از سراسر دنیا داره.
دانشگاه ماساریک در شهر برنو.

هزینۀ زندگی:

هزینۀ زندگی دانشجویی میشه چیزی حدود 600 یورو در ماه در پراگ که شهر توریستیه و نسبت به بقیۀ شهرها خیلی گرونه.

شرایط زندگی:

اینطور که میگن، مردم چك مردم خوبي هستن، با خارجي ها خوبن چون مثلا در شهری مثل پراگ، كل شهر دست خارجی هاست! ولي در نگاه اول سردن، وقتي باهاشون مي شيني و مهموني ميري ميبيني گرم هستن. خودشون خیلی حساس هستن که اروپای شرقی محسوب نشن!! دوست دارن بگید اروپای مرکزی.

چک به صورت کلی، زبون بدی داره و یاد گرفتنش سخته. ايراني خیلی كم داره. مردمش سرشون تو كار خودشونه. اگه مذهبی هستين مردم اونا اصلا توی این خط ها نیستن. الكل مصرفش بالاست (ولي آزاری نمی بینید، به صورتي كه بعضي وقت‌ها نصف شب تو شهر باشین اینقدر توريست زياده كه با غروب خيلي فرق نداره!). اگه به چيزی به نام بی بندوباری اعتقاد دارين، بي بندوباری (با تعريف معمول فرهنگ سنتی ایرانی) زياده. قرص روان گردان و ماريوآنا مثل هلند آزاده. جيب بری مثل همه جاي اروپا تو مناطق توريستي هست ولی اصلا قابل قیاس با ایتالیا و فرانسه و اسپانیا نیست. حمل و نقل عمومیش کاملا ارزونه. دانشگاهها غذا و خوابگاه ارزون در اختیار دانشجوها میذارن که در کل اروپا، عنچین چیزی معمولا دیده نمیشه. روابط سياسيش با ايران بده، رابطه بانكي اصلا ندارن.

تحریم؟!

والا یه چیزی هم هست که دانشگاههای فنی و مهندسی این کشور گویا ما رو تحریم کردن! یعنی اون دانشگاهها از طرف وزارت امور خارجۀ خودشون، اصلا اجازه ندارن پرونده های ما رو بررسی کنن!

سیستم تحریمشون هم اینطوریه که هر Master of Sience یا Master of engineering یا کلا رشته های مهندسی باشه شامل تحریم میشه.  رشته هایی که مثلا Master of Art هستن مشکلی ندارن.

اصلا نمیفهمم که چرا فقط فنی ها شامل این موضوع شدن. خلاصه که اگه رشته تون چیزی به جز فنی-مهندسی هست، چک میتونه انتخاب خوبی باشه.

اقامت:

اگر 10 سال بطور پیوسته دانشجو باشید، بعدش میتونید درخواست اقامت بدید. اگر کسی 5 سال پیاپی اونجا مشغول کار باشه و بیمه سلامت و بیمه های دیگه و همچنین مالیات پرداخت کرده باشه هم میتونه درخواست اقامت دائم بده. یعنی هر سال دانشجویی برابر یه نیم سال شخص شاغله. بهر حال دست کم 5 یا 10 سال پیوسته باید اینجا باشی یعنی زمان بیرون بودنت از چک نباید بیش از 6 ماه باشه.

      

+ نوشته شده در دوشنبه 9 آبان1390ساعت 23:15 توسط م. |

                 

لیسبون، پایتخت پرتغال هست.

پرتغال در برخي از رشته ها داراي دانشگاههاي بسيار معتبري هست (مثلا MIT اونجا شعبه داره). قبلا فاند مناسبي رو هم تو اين رشته ها مي تونستید بگيريد. هزينه زندگي در پرتغال از متوسط اروپا كمتره. برای همین هم به شدت طرفدار پیدا کرده بود. ولی الان تقریبا یک سالی میشه که پرتغال با مشکلات مالی برخورد کرده و معدود به خارجی ها فاند میدن، تحت یک سری شرایط خاص و سخت.

مشکل نبودن اسم بعضی دانشگاه ها در لیست وزارت علوم هم وجود داره که البته قابل حله. فقط کافیه بعد از رفتن به دانشگاه مورد نظر و مستقر شدن در اون کشور، به همراه نامه ای از اون دانشگاه به سفارت ایران برید و درخواست تشکیل پرونده بدید. بعد از ارسال پرونده به وزارت علوم، معمولا وزارت علوم یه تحقیقاتی می کنه و اسم دانشگاه رو تایید می کنه. این تحقیقات هم خیلی پیچیده نیست و فقط در برخی رشته ها ممکنه به مشکل بربخورید که معمولا رشته های هنری هست. این که اسم دانشگاهی در لیست نباشه صرفا به این دلیله که کسی تا به حال از اونجا فارغ التحصیل نشده که وزارت علوم اون مورد رو بررسی کنه. البته دنگ و فنگ خاص خودش رو هم داره بالاخره.

از نظر اقامت، راحت تر از کشورهای شمال اروپاست. اما به همون میزان هم سطح درآمد و رفاه عمومی پایین تره. ایرانی کمی تو پرتغال هست. نکته مثبت پرتغال، مردمش هست که رفتار اجتماعی گرمی دارن.

برای ویزا، مثلا شما اگر برای کنفرانس ویزا بگیرید، بهتون شینگن میدن. اما اگر ویزای تحصیلی بگیرید، ویزاتون مال خود پرتغال هست و اگر بخواید حتی با پرواز KLM یا لوفتانزا برید پرتغال، ویزای ترانسفر توی اون کشورها رو هم باید بگیرید.

به صورت کلی، پرتغال یکی از گزینه های بسیار مناسب بوده ولی الان با توجه به شرایط فعلی و سختگیری هاش، خیلی کم طرفدار شده.

     

+ نوشته شده در جمعه 22 مهر1390ساعت 22:44 توسط م. |

                   

در اسپانیا به صورت کلی مردم به دو زبان صحبت میکنن: اسپانیایی و کاتالان. اسپانیا کشوری هست که بیشتر درآمدش رو از طریق جذب توریست درمیاره. بنابراین هم صنعتش نسبت به مثلا آلمان ضعیف تره و هم چون توریستیه، نسبت به کشورای دیگۀ اروپایی گرون تره.

مادريد و بارسلونا نسبت به بقيه شهرهاي اسپانيا هزينه زندگي گرون تري دارن. واقعا گرون تر، اما خب براي كساني كه در تهران زندگي كردن، رفتن به شهرهاي ساحلي و خيلي كوچيك زياد جالب توجه نيست يعني زود محيط خسته شون مي كنه. یه زندگی دانشجویی در این دو شهر، 700 - 800 یورو خرج داره، ولی کاملا دانشجویی!

البته هزینۀ جا و مکان بستگي داره خونه كه انتخاب مي كني به دانشگاه نزديك باشه يا نه، نزديك باشه هزينه بيشتري داره. هزینۀ دانشگاه هم بسته به رشته انتخابي و دانشگاه انتخابي از سالي 2000 يورو شروع ميشه تا خدا میدونه چقدر! اصولا در اسپانیا خیلی خیلی سخت فاند میدن. برای مستر هم سخت تر.

دربارۀ امنیت کشور باید بگم که بالاخره اروپاست دیگه. جیب بُری و اینجور داستان ها توی شهرهای شلوغ و مناطق توریستی (دقیقا مثل ایتالیا)، زیاد دیده میشه. ولی امنیت جانی و روانی دارید، مگر اینکه خودتون دنبال دردسر باشید.

بيشتر رشته هاي دانشگاه هاي اسپانيا، دوره مستر يك ساله دارن (مشابه انگلیس). ولی ظاهرا وزارت علوم مستر اسپانیا رو قبول نمیکنه (نمیونم چرا) و به مشمولین اون برگۀ اجازۀ خروج از کشور رو نمیده (بازم نمیدونم چرا).

ویزا خیلی آسون نمیدن. سفارت اینجا یه سری داستان هایی داره. میگه معدل فوقتون باید بالای 17 باشه! یکی نیست بگه به شما چه ربطی داره معدل؟! دیگه اینکه اسپانیا مشکل مالی جدی داره و میترسه دانشجو بره و بمونه و بشه بار اضافی برای اقتصاد کشور. به اینکه مدرک زبان اسپانیایی هم ندارید، گیر میدن شدید. ربطی هم نداره که میخواید به انگلیسی درس بخونید.

ولی ناامید نشید اگر اسپانیا رو دوست دارید. تلاشتون رو بکنید 

دانشگاههای برتر اسپانیا:


 

POSITION

NATIONAL

WORLD

UNIVERSITY

 SIZE 

VISIB. 

RICH FILES

 SCHOLAR

 

1

 116

Universidad de Sevilla

79

96

206

 363


2

 127

Universidad Complutense de Madrid *

81

247

114

 55


3

 145

Universitat Politècnica de Catalunya *

89

200

353

 39


4

 158

Universidad de Granada

215

143

243

 208


5

 172

Universitat de València *

175

191

178

 271


6

 187

Universidad Politécnica de Madrid

202

225

205

 165


7

 202

Universidad del País Vasco

34

310

237

 286


8

 216

Universitat d'Alacant

116

239

338

 314


9

 223

Universidad Politécnica de Valencia

268

252

284

 159


10

 227

Universitat de Barcelona *

133

264

400

 157

      

+ نوشته شده در یکشنبه 17 مهر1390ساعت 8:49 توسط م. |

                       

پایتخت لهستان (Poland)، ورشو (Warsaw) هست.

هزینۀ تحصیل در لهستان از سالی 1500 یورو شروع میشه (برای رشته هایی مثل زبان) تا سالی 10000 یورو برای بعضی شاخه های پزشکی.

هزینۀ زندگی هم در حد دانشجویی میشه حدود 400-500 یورو در ماه.

لهستان هم از اون کشورایی هست که خیلی طرفدار داره. دو دلیل هم داره: عضو اتحادیه اروپا هست. و هزینه هاش نسبت به بقیه کشورای اروپایی پایینه.

آب و هوای لهستان، تابستان های کوتاه و گرم، زمستان هایی طولانی و سرد. اما هرچی هست به اندازه فنلاند و نروژ سرد نیست. ولی کلا سمت شرق و شمال و جنوب شرق سرد تر از قسمت غربی هست.

اینو من شنیدم از خیلیا ولی خب خودم تجربه نکردم:

اونایی که تجربه کردن میگن اروپا از هر نظر بهتر از آسیای شرقی و هند هست. حتی اگر اروپای شرقی باشه.

 

لیست دانشگاههای برتر لهستان:


 

 

 

 

 

 

 

POSITION

WORLD RANK

UNIVERSITY

 

 SIZE

 VISIBILITY

 RICH FILES

 SCHOLAR

 

 

 

 

 

 

376

Jagiellonian University / Uniwersytet Jagiellonski

 

335

549

296

258


474

Warsaw University / Uniwersytet Warszawski

 

297

590

553

442


497

Wroclaw University of Technology / Politechnika Wroclawska

 

591

752

336

254


526

AGH University of Science & Technology / Akademia Górniczo-Hutnicza im. Stanislawa Staszica w Krakowie

 

379

701

402

556


567

Adam Mickiewicz University Poznan / Uniwersytetu Adama Mickiewicza w Poznaniu

 

549

630

513

759


582

Wroclaw University / Uniwersytet Wroclawski

 

580

799

269

730


604

Warsaw University of Technology / Politechnika Warszawska

 

498

785

584

592


729

Nicolaus Copernicus University / Uniwersytet Mikolaja Kopernika

 

543

931

555

1,011


779

Gdansk University of Technology / Politechnika Gdanska

 

822

942

726

940


913

University of Silesia in Katowice / Uniwersytet Slaski w Katowicach

 

734

914

966

2,090


1033

Maria Curie Sklodowska University / Uniwersytet Marii Curie-Sklodowskiej w Lublinie

 

693

1,352

718

886


1058

Technical University of Lodz / Politechnika Lódzka

 

910

1,820

691

808


1072

University of Lodz / Uniwersytet Lódzki

 

1,004

1,645

787

922


1122

Silesian University of Technology in Gliwice / Politechnika Slaska

 

1,133

2,241

1,152

598

      

+ نوشته شده در یکشنبه 10 مهر1390ساعت 9:15 توسط م. |

                 

مجارستان (Hungary)، اروپای شرقی‌ هست. کشور کمونیستی بوده و تازه عضو اتحادیه اروپا شده، بنابراین سرعت تغییرات و رشد اونجا خیلی زیاده. اصلا تصور جاهای پیشرفتۀ اروپایی مثل ایتالیا و فرانسه رو نکنید. ولی در مجموع کشور خیلی قشنگیه و جاهای دیدنی هم زیاد داره، مخصوصا بوداپست.

امکان کار خیلی زیاد نیست و بورسیه هم خیلی‌ کم داده می‌شه. در عوض هزینه ها به نسبت پایینه. برای همینم برای رشته های مختلف پزشکی و دندان پزشکی که کلا خیلی گرونه، همه میرن جاهایی مثل مجارستان، ارمنستان و . . .

مثلا در گرون ترین حالت، سالانه 12000 دلار برای دندان پزشکی لازم هست. (لازم به ذکره که در کشورای دیگه برای چنین رشته هایی سالانه باید حداقل این مقدار رو بدین.)

هزینۀ زندگی هم حدود 600-700 دلار ماهانه به صورت میانگین کافیه.

برای ویزا هم اگر مدارکتون کامل باشه، معمولا مشکلی نیست.

از اون کشورایی هست که خوبه بهش به عنوان سکوی پرتاب نگاه کنید. مخصوصا برای کسانی که مثل من محیط اروپایی رو به آسیا ترجیح میدن.

لیست دانشگاههای برتر:

WORLD RANK

UNIVERSITY

 

 SIZE

 VISIBILITY

 RICH FILES

 SCHOLAR

 

 

 

 

 

 

329

Budapest University of Technology and Economics / Budapesti Muszaki és Gazdaságtudományi Egyetem BME

 

322

491

115

415


336

Eötvös Loránd University Budapest / Eötvös Loránd Tudományegyetem ELTE

 

286

481

91

555


461

University of Szeged / Szegedi Tudományegyetem SZTE

 

343

657

211

560


890

Central European University Budapest / Közép-európai Egyetem

 

1,127

764

1,468

1,830


993

University of Debrecen / Debreceni Egyetem DE

 

630

1,696

432

194


1069

University of Pécs / Pécsi Tudományegyetem PTE

 

821

1,639

822

992


1425

Szent István University Gödöllo / Szent István Egyetem SZIE

 

1,305

2,587

1,648

1,448


1707

University of Miskolc / Miskolci Egyetem ME

 

1,161

2,877

833

2,816

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 شهریور1390ساعت 9:49 توسط م. |

                               

به علت اينكه جمعيت هند زياده و بخاطر اعتقاداتي كه در مورد حيوانات دارن (مخصوصآ موش و گاو و تا حدي هم ميمون) و همچنين بخاطر اختلاف طبقاتي شديدي كه وجود داره وضعيت بهداشت به شدت ناجوره . . . مثلآ كساني كه جا براي زندگي كردن ندارن توي ساحل جمع مي شن و گلاب بروتون كارشون رو انجام مي دن و روش ماسه مي ريزن!

البته که جاهاي خیلی خوب هم داره اما مناطق ثروتمندنشين حساب مي شن ...

هزینه هندوستان نسبت به انگلیس و مجارستان و کانادا کمتر هست اما نسبت به یه جاهایی مثل بلاروس بیشتر هست.تقریبا در حد مالزی هست.یعنی سالی 9-10 هزار دلار. (شما اونجا باید کلا وسایل خونه بخرید اگر خوابگاه نرید)

هندی ها خودشون دارند از گرسنگی می میرند. بنابراین از این خبر ها نیست که بهتون بورسیه بدند. مگر اینکه تا ایران هستید از طریق وزارت علوم ببینید چه بورس هایی دولت هند میده (یعنی قبل از رفتن) و شرایط خاصی هم داشته باشید و تاپ باشید.

هزینۀ دانشگاهها هم که توی سایت دانشگاه موجود هست. اما معمولا شهریه دانشگاه ها از ترمی 300 دلار شروع می شود و بنا بر رشته شما افزایش می یابد (مثلا هزینه تحصیل در رشته مهندسی هوانوردی(AeroNautical Engineer)  برای یک ترم نزدیک 800 دلار می باشد). گرانترین رشته ها برای تحصیل دندان پزشکی و پزشکی می باشد .

لیسانسهای 3 ساله در گروه science , Application قرار میگیرن که خیلی مهمه که در کدوم دانشگاه و شهر درس میخونید . . . مثلا در بنگلور اصلا خوب نیست که سراغ این رشته ها برید چون بچه ها گلابی پاس میکنن و همه هم این موضوع رو میدونن و حداقل تو خود هند براش ارزش قایل نیستند (میزان جذب این بچه ها در بازار کار گواه این مدعا ست) پس بهتره که مهندسی 4 ساله بخونید...در مورد پونا شرایط فرق میکنه و حتی در گروه science میتونید با سواد باشید.....

هندوستان تمام مدارک ایران رو قبول میکنه. دانشگاه آزاد هم مستثنی نیست. برای لیسانس فقط مهمه که 12سال دیپلم داشته باشید، یعنی بچه های نظام جدید باید پیش دانشگاهی بگذرونن. فوق دیپلم معادل پیش دانشگاهی در نظر گرفته میشه و اونجا کارشناسی ناپیوسته وجود نداره.

از هر 10 نفر که برای تحصیل به هند می روند ، 8 نفر آنها بعد از چند ماه بر می گردند. به دو علت زیر:
1. توقع بی جا داشته اند (یعنی فکر می کردند هند، آمریکاست)
2. برای درس نرفته بودند (یعنی فقط برای خوش گذرانی و فقط به اسم درس رفته بودند که خوش گذرونی هم جاش توی هند نیست!)

در مورد رشوه باید بگم متاسفانه فاسدترین پلیس دنیا، پلیس هند و پاکستان و بنگلادش هست . . . . رسما رشوه میگیرن چون میفهمن ایرانی هستید و چون میدونن ایرانیها مفت بازن و خوب پول خرج میکنن . . . . مدرک هم میشه خرید ولی کسی دیده این مدارک تایید بشه؟

شهرهایی که به نسبت برای تحصیل مناسب هستند، بنگلور و پونا هستند که همه میرن اونجا. البته دهلی و بمبئی هم هست. بنگلور یکی از تمیزترین و زیباترین (شهری با گل های زیبا و رنگارنگ) شهرهای هند است. تعداد بسیاری دانشجو ایرانی مخصوصا در رشته های پزشکی و فنی در این شهر حضور دارند. در مقایسه با شهر پونا می توان گفت بنگلور شهری است که خرج زندگی در آن بالاتر است.

ثبت نام و صدور پذیرش در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس در ماه آپریل، می و جون صورت میگیره و هزینه اخذ پذیرش هم حداکثر 50 دلار هست و شما برا اینکار نیاز به مؤسسه و وکیل ندارید. میتونید شخصا تشریف ببرید و اقدام کنید و تجربه خوبی هم هست که به شما این فرصت رو میده که بهتر و با اطلاعات بیشتر در مورد دانشگاه محل تحصیل تصمیم بگیرید...
از طرف دیگه هرچه زودتر نامه پذیرش به دستتون برسه ، زودتر میتونید برا ویزا اقدام کنید و به همین ترتیب فرصت بهتری برای اخذ کرسی در کالجهای بهتر خواهید داشت قبل از اینکه آن کرسی ها توسط دیگران اشغال شود(در مورد دانشگاه پونا)
مؤسسات برای اینکه هزینه پست رو چندبار پرداخت نکنن و سود بیشتری ببرن، نامه شما رو نگه میدارن تا پذیرش دیگر مشتریان هم آماده بشه و همه رو با هم بفرستن ایران که ممکنه کلی از وقت شما رو بگیره و به طبع در کالجهای معتبر از نظر وزارت علوم کرسی گیر نیارین....

واقعا اگر کسی میخواد بره هند، باید یک مقداری پوست کلفت باشه. من که اگر دو بار صحنۀ ادرار کردن وسط خیابون رو ببینم یا آدمایی که با وضعیت افتضاح برای گدایی دور آدمو میگیرن یا اینکه همش سگ های هیکلی ولگرد دور و برم باشن یا از عید به بعد که هوا شدید گرم میشه پشه های حامل 100 نوع بیماری، همش دور و برم باشن، دیوونه میشم. ولی خب خیلیا دارن اونجا درس میخونن. از هیچ کدوم از اینا هم نمردن!

شرایط زندگی اونجا آسون نیست. بنابراین خوب باید دربارۀ رفتن فکر کنید و بعد تصمیم بگیرید.

نکتۀ منفی دیگه: اونجا هر وقت بارون بیاد (بارون که چه عرض کنم بیشتر شبیه سیل هست) برق و به دنبال اون آب قطع می شه! کلا قطعی آب و برق خیلییییی اتفاق میفته.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 31 مرداد1390ساعت 8:53 توسط م. |

               

بعضی ها مثل من خودشون میدونن که عمرا زبان ترکی رو یاد نخواهند گرفت و همون اول گزینۀ ترکیه رو از لیستشون حذف کرده اند. ولی خب خیلی ها هم ترکیه رو می پسندند و اگر به ترکی آذری هم آشنایی داشته باشن که دیگه ترکی استانبولی براشون آسون میشه.

نکتۀ جالب اینجاست که شما اگر ترک باشید، اونجا توی دانشگاه های دولتی میتونید تخفیف بگیرید. یعنی یکی که ترک تبریز باشه و شناسنامه ش مال اونجا باشه یا ثابت کنه که اونجا زندگی کرده، میتونه تا 50% تخفیف بگیره!

تعدادی از دانشگاههای ترکیه دانشگاههای خوبی هستند. مثل: MTU, Bilkent و... ولی واقعیت اینه که خود دانشجوهای اونجا هم کلا راضی نیستند و همگی قصد رفتن به اروپا و آمریکا رو دارند.... خیلی از مشکلاتی که ما در ایران داریم در دانشگاهها به طرز عجیبی شبیه مشکلات اوناست.

بهترین کار اینه که اگر واقعا کسی قصد این رو داره که بره ترکیه، به این کشور به عنوان سکوی پرتاب نگاه کنه و نه به عنوان جایی برای زندگی همیشگی.

برای زندگی، به طور متوسط ماهیانه حداقل 550 دلار رو در نظر بگیرید. استانبول هزینه های زندگی خیلی بالاست و در آنکارا به تفاوت خیلی جزئی، یه کمی کمتره.

فقط میتونم بگم اونایی که به این کشور فکر میکنن، لازمه اول با کسانی که اونجا هستند مشورت کنن، چون اینطور که من شنیدم، زندگی کردن اونجا خیلی آسون نیست. مگر اینکه حداقل خودتون ترک باشید.

      

+ نوشته شده در جمعه 21 مرداد1390ساعت 8:59 توسط م. |

                 

قبرس هم مثل ترکیه دو بخش داره: قبرس اروپایی و قبرس ترک! زبان کل اونجا هم ترکی و یونانی هست. انگلیسی هم بلد هستن عموما. قبرس شمالی ترک نشین هستند و قبرس جنوبی یونانی هستند! قسمت شمالی (که ایرانی هاش هم خیلی زیادن) به هیج وجه اروپایی نبوده و شما حتی اجازه رفتن به قسمت اروپایی (جنوبی) را ندارین.

معتبر ترین دانشگاه قبرس دانشگاه دولتی قبرس در قبرس اروپائی است. و همچنین دانشگاه Eastern Mediterranean University.

در قبرس اگر مدرک آیلتس هم نداشته باشین میتونین تحصیل کنید البته قبلش یه سری کالج ها یزبان رو باید بگذرونید که بعضی از اون ها زیر نظر خود دانشگاه اداره میشه و حتی هزینش هم برابر هزینه تحصیله.

روند پذیرش گرفتن از قبرس هم خیلی ساده ست. ایمیل میزنید به دانشگاه، حتی اگه مدارک خیلی محکمی هم نداشته باشید، 100% قبول میشید! چون پولیه، تقریبا به همه پذیرش میدن.

داستان قبرس یه کم پیچیده ست! قبرس شمالی (!!) رو فقط دو تا کشور قبول دارن. ترکیه و آذربایجان. بقیۀ کشورا اصلا همچین جایی رو کشور حساب نمیکنند. برای همین هم سفارت نداره. البته قبرس شمالی ویزا می خواد، ولی از همون ترکیه وارد می شید و بهتون یک ماه ویزای زیارت (توریستی) میدن، اونجا هم یک student certificate  به همراه تمبر و یه نامه از خوابگاه (محل سکونت) می بری می دی به district office، مبلغ 70 لیر ترکیه هم میدی و یکسال ویزا می گیری.

برای کسی که تو ایران نمی تونه از سد کنکور رد بشه و مشکل معدل داره، خیلی خوبه و ویزاش خیلی راحته.
برای کسی که می خواد یه روز تابعیت یه جای دیگه را بگیره، در حد گرفتن مدرک و ادامه تحصیل در یه جای دیگه کمک می کنه. ضمن اینکه فرصت گرفتن بورس از کشورهای دیگه در مقاطع تحصیلی بالاتر بیشتره.

نکتۀ مهم: قبرس به سکوی پرتاب معروفه، فقط مواظب باشید به این سکو نچسبید. میگم چون اتفاق افتاده. نه تنها قبرس، بلکه خیلی از کشورای دیگه که قرار بوده سکوی پرتاب باشه (مالزی، فیلیپین، هند و  . . .) یهو شده مقصد! دلیلش هم اینه که یه نفر مگه چند بار میتونه مهاجرت کنه؟! خیلی ها وسط این داستان خسته میشن و ترجیح میدن همونجایی که چند سال بودن و یه زندگی ساختن واسه خودشون بمونن. اون وسط عاشق یکی بشید که اونجاست هم که دیگه بدتر!

هزینه های اساسی: اگه خونه بخواید بگیرید ماهی 300-400$ + هزینه خورد و خوراک ماهی 400$

 

قبرس یا مالزی؟

از نظر سطح علمي دانشگاه ها كه مطمئنا مالزي خيلي بهتره. هزينه هاش كمتره ولی از نظر امنیت و مواد مخدر و این داستان ها بدتره. (البته این چیزا توی مملکت خودمون هم هست به وفور!)

اما قبرس كشور امن تر و خيلي زيبايي هست. قسمت جنوبیش هم اروپاییه یعنی فرهنگش بیشتر اروپاییه. به علاوه اینکه اگر بخواید بعدا انتقالی به اروپا بگیرید، به مراتب راحت تر از مالزی هست.

از نظر آب و هوایی، مالزی کاملا شرجیه ولی قبرس آب و هوای مدیترانه ای داره.

مالزی به خاطر جمعیت بالاش و مگا مال هایی که داره فوقالعادس. یعنی احساس امریکایی بودن رو در پایتختش میکنید. ولی قبرس مثل یه شهر کوچیک با کلاس خلوت که خبری از مگا مال و ساختمان های 100 طبقه نیست ! به نظر من این سلیقه ایه. بستگی داره کجا زندگی کرده باشید و چه محیطی رو بپسندید.

 من به شخصه کشوری که آسیای شرقی نباشه رو بیشتر می پسندم. ولی باز این فقط نظر منه.

 

نکته آخر هم اینکه خروج از کشور برای تحصیل مثل تمام تصمیمات ما انسانها فقط یک بعد نداره. برای بعضی ها چیز هایی مهمه که برای ما اصلا اهمیتی نداره و بقول معروف صلاح مملکت خویش خسروان دانند. این چیزایی که من میگم ممکنه فقط از زاویۀ دید من باشه (گرچه واقعا نهایت سعی خودم رو میکنم خیلی بی طرف بنویسم)

 

                   

+ نوشته شده در پنجشنبه 2 تیر1390ساعت 12:40 توسط م. |

             

چرا تحصیل در دانشگاههای فیلیپین :
1. ارزان بودن شهریه دانشگاه های فیلیپین و هزینه های زندگی (دانشگا ههای فیلیپین در رشته های پزشکی ، دندانپزشکی و…. جزء ارزانترین دانشگاه های دنیا هستند)
2. تحصیل به زبان انگلیسی
3. بدون نیاز به مدرک زبان انگلیسی تافل/آیلتس (کالج زبان در کنار کلاسهای دانشگاه برای دانشجویان برگزار میشود.)

4. مورد تایید بودن دانشگاه های فیلیپین توسط وزارت بهداشت ایران و قابل ارزشیابی بودن مدارک گروه پزشکی ، دندانپزشکی ، داروسازی و….
5. سیستم آموزشی فیلیپین کاملا آمریکایی بوده و فارغ التحصیلان میتوانند برای ادامه تحصیل در کشورهای اروپایی و آمریکایی اقدام کنند.


هزینه های زندگی :
1. هزینه مسکن ماهیانه 200 تا 300 دلار
2. هزینه ماهنانه زندگی (رفت و آمد ، خورد و خوراک و…) 150 تا 200 دلار

(هزینۀ دانشگاه و کتاب و اینجور چیزا رو خودتون بسته به رشته تون باید حساب کنید.)


تقویم دانشگاه های فیلیپین :

ترم اول : 23 خرداد تا پایان مه (5 ماه)
ترم دوم : 23 آبان تا پایان اسفند (5 ماه)
ترم تابستانه : فروردین تا پایان اردیبهشت (اختیاری)


آب و هوای این جزایر حاره ای دریایی با رطوبت زیاد است و در طول سال همواره با طوفان و بارانهای موسمی روبرو هستند و به خاطره همین بارانهای سیل آسا تقریبا ۴۰٪ این جزایر را جنگلهای سرسبز استوایی فرا گرفته است.دمای هوا بین بیست تا سی و پنج درجه متغیر است و رطوبت نیز از ۳۶٪تا۹۰٪ هم میرسد. زلزله در این جزایر پدیده ای معمولی به حساب می آید.

علت اصلی مهاجرت به این کشور از طرف ایرانیان تحصیل بوده است.کلا حدود ۳۵۰ نفر دانشجوی ایرانی در این کشور مشغول تحصیل میباشند که اکثرا(۶۵٪)در رشته دندان پزشکی تحصیل میکنند و در کل ۳۵٪ دانشجویان دختر میباشند. حدود ۵۰۰ نفر نیز دارای همسرانی فیلیپینی هستند و همچنین ۲۵۰ نفر نیز این کشور را به عنوان محل زندگی انتخاب نموده اند و مقیم این کشور هستند که از این تعداد ۲۵ نفر از ایرانیان ثروتمند هستند که در زمره بازرگانان عمده فرش و لوازم الکتریکی و مصالح ساختمانی میباشند.۵۰ نفر از ایرانیان نیز وضع مالی مناسبی دارند که اینان بیشتر به کار خرید و فروش و تاکسی داری و رستوران مشغول هستند.حدود ۱۰۰ نفر نیز از ایرانیان وضع مالی مناسبی ندارند و بیشتر بی کار هستند.

اصولا امتحانات ورودی دانشگاه ها در كشور فيليپين تنها جنبه تعيين سطح برای دروسی مانند زبان انگليسي و رياضي دارد و البته در مقطع master به رزومه كتبي و يك مصاحبه حضوري هم از دانشجو به عمل مياد كه چيز خاصي نيست و 99% تمام دانشجوها قبول ميشن. البته دانشگاه هاي دولتي و ملي مانند UP امتحان ورودي سختي دارن مثل كنكور ايران اما دانشگاه هاي خصوصي براي پذيرش سخت نميگيرن. ميشه گفت كه امتحانات ورودي دانشگاه ها در كشور فيليپين تنها يك GRE هست.

من چند تا از دانشگاه هاي معروف و رده بالاي فيليپين رو در زير معرفي ميكنم كه در رشته هاي فني، علوم مهندسي و علوم طبيعي بسيار معتبر هستند:
University of Philippines
University of San Carlos
DE LA SALLE University
Ateneo De Manila University
University of Santo Tomas
Cedbu Doctores University

       

+ نوشته شده در یکشنبه 22 خرداد1390ساعت 9:33 توسط م. |

من خودم آدمی هستم که اصلا افسردگی و اینجور چیزا حالیم نیست. از بچگی هم از بس که مامانم سفر بوده و خیلی باهم نبودیم، موضوع دور بودن از خانواده برام قضیۀ پیچیده ای نیست. (البته اینو الان میگم! معلوم نیست منم برم یه کشور دیگه چه حالی بشم!)

ولی خیلی شنیدم کسانی که برای مهاجرت میرن، یا ویزای دانشجویی میگیرن و میرن، و بعد از کلی تلاش وقتی میرسن اونجا و چند وقت که میگذره، احساس افسردگی میکنن و همش به ایران فکر میکنن.

توصیه هایی رو که شنیدم و درباره شون خوندم برای مقاومت در برابر این جور حالت ها رو اینجا میگم، امیدوارم کمک حال تمام کسانی باشه که توی کشورهای دیگه هستن و با این مشکل دست و پنجه نرم میکنن.

اول اینکه سعی کن فکر برگشتن رو نکنی، بیشتر تمرکز کن که چطور باید خودتو و احساساتتو مدیریت کنی.مواقع سخت و مشابهی که توی زندگیت بوده و موفق شدی بگذرونیش رو بخاطر بیار. آدمیزاد موجودیه که قدرت تطابق بالایی داره.

توجه کن که تو افسرده نيستى. چون افسردگى پروسه زمان برى هست و احتمالا هنوز غددى كه تو مغزت هستند دارند درست كار ميكن. این فقط یک حس دلتنگیه که با ورود به هر محیط جدیدی، تولید شدنش عادیه.

این  چند کارو اصلا انجام نده:

1- با کسایی که اصطلاحا اونجا دانشجوی سال بالاترن یا آدمایی که اونجا مدتهاست بودن و زندگی کردن و چیزایی میگن که نا امید کنندس قاطی نشو. تو همچین شرایطی آدم بخاطر شرایط روحی بدش هر چی اونها بگن رو میپذیره و یک حرف منفی تاثیر خیلی عمیقی روش میذاره...

2- روزهای اول زیاد به فکر صرفه اقتصادی نباش. اگه اشتها نداری یا کم خوابی یا... باید خودت رو مدیریت کنی که نیاز های طبیعی بدنت مثل خوردن و خوابیدن مختل نشن. چون مختل شدن اینا روی روحیه، تصمیم گیری ها و شرایط عصبی خیلی تاثیر داره، پس مواظب این دو تا باش.

3- به هيچ وجه توى خونه نمون! حتى اگر جايى رو بلد نيستى برو و تو خيابون قدم بزن تا كاملا خسته بشى. اينجورى شب هم راحت تر ميتونى بخوابى.

4- اينكه وزن كم كردى كاملا طبيعى هست. چون تا حالا تو خونه دست پخت مامان رو ميخوردى و الان دست پختت احتمالا خوب نيست. يا شايد هم اصلا امكانات غذا پختن نداشته باشى.خوردن آت و آشغال و غذاى حاضرى ميتونه باعث فشار روحى آدم بشه. در اولين فرصت به يك رستوران خوب برو و به خودت حسابى برس.

5- یه ماه اول تا جا داره بزن به بى خيالى. خوش بگذرون و سعی کن با محیط آشنا بشی و دوست هم پیدا کنی.

6- اکیدا توصیه نمیشه تا خرخره مشروب بخوری! آدم در هنگام مستی کارایی میکنه که بعدا پشیمون میشه!

 

این چند کارو حتما انجام بده:

1- با خانوادت صحبت کن، انتقال این شرایط به اونا هیچ اشکالی نداره. استرست رو با خانواده قسمت کن. البته امیدوارم اونا خودشون منبع ناامیدی نباشن!

2- دانشجوهای با شرایط مشابه خودت رو پیدا کن. مطمئنا میتونی با چند نفر شبیه خودت آشنا بشی که روحیه تو از این رو به اون رو میکنه.

3- كار كردن با اينترنت در اين وضيعت بد ترين كار ممكن هست. چون همش میخوای بشینی توی خونه پای کامپیوتر و از جات تکون نخوری. بنابراین با کسی آشنا نمیشی و چیزی عوض نمیشه.

 

یه سایت خیلی جالبی وجود داره به اسم Hospitality Club. اینطوریه که شما اونجا با آدمای مختلف آشنا میشید و مثلا اعلام میکنید که تازه وارد فلان شهر در امریکا شدید و اونجا کسانی که آمادۀ پذیرایی از تازه وارد ها هستند و مایلند کمکشون کنن تا توی محیط جا بیفتن، رو پیدا میکنید و باهاشون آشنا میشید. فقط من يه توضيح بدم كه اين سايت اصلا براي دوست يابي نيست، اين سايت براي حمايت كساييه كه ميخوان ارزون سفر كنند.

 

رفتن به کشور دیگه معمولا سه مرحله داره :

۱- یکی دو هفته اول :

احساس توریست ها رو داری. دوست داری از زمین و زمان عکس بگیری و لذت ببری.

۲- دوران دپرسی :

دلت واسه غذای خونه - خانواده - دوستان - بقال سر کوچه(!) و ..... تنگ میشه.

کاملا طبیعیه . ممکنه تا یه ماه هم طول بکشه ولی سعی کن با دوست شدن با بچه ها از فرهنگهای مختلف و ... از پسش بر بیای. معمولا بخش بین الملل دانشگاهها مشاورهای خوبی در این مورد میدن که کارو آسونتر میکنه (کانادا و استرالیا رو که شخصا میدونم دارن ولی به احتمال زیاد این قضیه در مورد همه کشورا صادقه)

۳- عادت به محیط جدید :

با شروع کلاسا و ریختن پروژه ها رو سر آدم سریع مغز رو مورد جدید زوم میکنه و اصلا یادش میره که " ز کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود "

از این تاریخ به بعد کم کم به محیط جدید عادت میکنی و شروع میکنی به لذت بردن ازش.

                        

+ نوشته شده در شنبه 24 اردیبهشت1390ساعت 23:23 توسط م. |

                  

روسیه وضعیت اقتصادی جالبی نداره. بنابراین میزانی فاندی که به دانشجوها میده خیلی کمه و اصلا احتمال اینکه بتونید فاند بگیرید هم کمه.

کلا در کشور های روس زبان اجازه کار ندارید. خصوصا روسیه که جمعیت خیلی بالایی داره.

اينكه روسیه يه كشور نژاد پرسته يا نه به طور مستقيم برمي گرده به رفتار خودتون. توی سوئيس يا فرانسه هم اگه كارهايی بكنيد كه با فرهنگ اونها نخونه معلومه كه براتون مشكل پيش مياد.

مشکل دیگه امنیت روسیه ست که خیلی ازش بد میگن. حتی خود روس ها هم خیلی منطقه ها رو نمیرن چون خطرناکه. کلا کشورهای روس زبان ضریب امنیتی پایینی دارند. نه تنها کشورهای روس زبان بلکه تمام کشورهای تازه استقلال یافته. خب شوروی سابق هم بعد از اینکه دچار فروپاشی شد، ناامنی توش زیاد شد.

از خوبی های روسیه بگم یه کم: فرهنگ خیلی بالایی دارن + روسیه جاهای دیدنی و تفریحی خیلی خوبی داره + میشه اونجا با یه درآمد متوسط زندگی خوبی داشت.

 

تحصیل در روسیه در یک نگاه:

1- کیفیت بالا ولی فضای علمی ایزوله

2- به دلیل یکسال روسی خواندن و وجود شهریه (متوسط سالی 4000 دلار) هزینه آن مساوی یا بیشتر از تحصیل در کشورهای اروپای غربی مثل فرانسه و آلمان و سوئد و ... که شهریه های پایین دارند است

3- شرایط جغرافیایی و اجتماعی تا حدودی سخت

4- صدور آسان ویزا

 

هزینۀ زندگی دانشجویی در یک ماه:

خوابگاه : ماهی 150 دلار

رفت و آمد با کارت دانشجویی اگر فقط از اتوبوس و مترو استفاده شود:50 دلار

خورد و خوراک:250 دلار

توجه کنید که این هزینه ها حداقل است و 100%امکان افزایش دارند.

 

بعضی از دانشگاه های روسیه به خصوص صنعت هوا و فضا در سطح دانشگاه های آمریکاییه. یعنی روسیه در این موارد واقعا پیشرفته ست.

البته دانشگاه های روسیه و اوکراین در بعضی از رشته ها به ایرانی ها پذیرش نمیدن. مثل مهندسی موشک و فیزیک هسته ای و یه سری رشته های مهندسی دیگه.

در نظر داشته باشید که خیلی از رشته های کارشناسی ارشد در روسیه فقط به زبان روسی ارائه میشوند . در ضمن بدونید که لومونوسوف (که میگن بهترین دانشگاه اونجانست)، بسیار گرونه و فقط خوابگاهش ماهیانه 300 دلاره .

در روسیه اگر بخوایید به زبان انگلیسی درس بخونید، هزینه های ثبت نام و کل هزینه های دانشگاه 1000 دلار بیشتر میشه. به علاوه اینکه منابع به زبان انگلیسی هم خیلی سخت اونجا پیدا میشه.

شاید احساس کنید خیلی از روسیه بد گفتم! ولی من چیز خوبی هم درباره اش نشنیدم و جایی نخوندم. البته به جز هزینۀ کمتر دانشگاههاش (تازه اگر به روسی درس بخونید و دانشگاه لومونوسوف رو انتخاب نکنید!)

+ نوشته شده در جمعه 2 اردیبهشت1390ساعت 19:24 توسط م. |

اول از همه بگم که اطلاعات دربارۀ مالزی خیلی ضد و نقیضه. من نهایت تلاشم رو کردم از هر دو جنبه بنویسم.

هزينۀ زندگی معمولی در مالزی در كوالالامپور، ماهی 450-500 هزار تومن ميشه كه تو شهرای ديگه ميتونید تا 100 هزار تومن از رقم قبلی كم كنید.

هزينۀ تحصيل هم كه در هر رشتۀ تحصيلی و با توجه به مقطع تحصيلی و در هر دانشگاهی متفاوته. ولی در كل یک تخمين که خيلی بهش ميتونه نزديك باشه حدود 700-950 هزار تومن در سال هست.

نکتۀ جالب اینجاست که مالزی به کسی اقامت نمیده. فقط در یک صورت میتونید اقامت بگیرید. اون هم خرید خونه ست. تازه در اون صورت هم اقامت 10 ساله میگیرید.

همون جوری که احتمالا میدونید ایرانیا میتونن تا 90 روز بدون ویزا برن اونجا. برای اینکه قانون رو دور بزنید (که ایرانیا ماشالا خوب بلدن)، میتونید تا روز 85 ام اونجا بمونید، بعد برین یکی از کشور های همسایه مثل تایلند و اندونزی ... و دوباره ویزا بگیرین. به همین سادگی هرکسی (در صورت نداشتن ویزای تحصیلی یا ویزای کار)، میتونه اونجا بمونه.

آیا مالزی پلی برای رسیدن به دانشگاههای برتر امریکا، کانادا و استرالیاست؟

این موضوعیه که فکر همه رو مشغول کرده و جالب اینجاست که برخلاف تصور عمومی، من شخصا از دو-سه نفر شنیدم که مالزی درس میخونن و همه شون میگن که جواب این سوال هم آره هست و هم نه.

اونا میگن دانشجوی بهترین دانشگاه فنی مالزی (UTM) به اندازه دانشجوی یه دانشگاه دولتی درجه دوم توی ایران (مثل فردوسی مشهد، سهند تبریز،...) شانس رفتن به امریکا و اروپا رو داره. نه بیشتر نه کمتر.

دلیل اصلی برای این حرف هم دلیل آماری هست. آمار از جمع دوستان. و دوستان دوستان. و دوستان دوستان دوستان که خبرشون میرسه! اینکه دور و بر چقدر می بینند که کسی واقعا بره. اونجا در UTM واقعا افراد معدودی هستن که دارن میرن (3 یا 4 نفر از صد نفر) و البته از هر صد نفر 96 یا 97 نفر با این قصد اومدن مالزی که از اینجا برن یه کشور بهتر. خب این آمار الان توی دانشگاههایی که گفتم که به مراتب بالاتره.

در مورد اون افراد معدودی که میرن یه نکته مهم وجود داره: افرادی هستن که از ایران هم می تونستن برن! یعنی مالزی بودن و دانشجوی یو تی ام بودن کمک خاصی بهشون نکرده. مثلا یه نفر رو که من از نزدیک میشناسم فارغ التحصیل امیرکبیر بوده (شیمی) درایران هم 5 تا مقاله چاپ کرده بوده و وقتی میاد اینجا کار خودش رو ادامه میده و فقط از منابع دانشگاه استفاده میکنه و شخصا مسیر خودش رو میره و الان هم برای دکترا از امریکا بورس گرفته و داره میره.

کسی که میتونه توی ایران توی دانشگاههای تراز اول قبول بشه نباید دنبال دانشگاههای مالزی و کلا کشورهای مشابه مثل سنگاپور، هند و... باشه. معمولا اینجور افراد بعد از لیسانس مستقیما به کشور مورد نظرشون میرن (امریکا/کانادا).

ولی اون دسته ای که یک مقدار براشون سختتره که در دانشگاههای تراز اول ایران قبول بشن و یا کسانی که میخوان لیسانسشون رو در یک کشور خارجی بخونن ولی پول کافی ندارن که به کشورهایی مثل انگلستان برن به نظر من مالزی میتونه مقصد مناسبی باشه.

البته بازم تماما به خود آدم بستگی داره. اگر آدم هدفش رو بشناسه و بدونه میخواد چیکار بکنه و البته، تلاش و پشتکار هم داشته باشه، هرکجای دنیا هم که باشه موفق میشه. امکانات مالزی هم میتونه کمکش کنه.

مزیت ویژۀ مالزی اینه که اونجا دسترسی به مقالات راحت تره. خب این یه حرف درسته. منابعی که دانشگاههای ایران عضوش هستن کمتر از منابعیه که مثلا یو تی ام در اونها عضوه. پس دانشجوهای یو تی ام این مزیت رو دارن.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 29 فروردین1390ساعت 12:23 توسط م. |

                 

نیوزلند میتونه انتخاب مناسبی برای تحصیل باشه از اونجایی که مدارک تحصیلی ایران رو قبول داره و با ارائه مدرک، شما میتونید ادامه تحصیل بدید. ولی معایب خاص خودش رو هم داره که در ادامه بهشون اشاره میکنم.

از نظر هزینه فرق چندانی با استرالیا نداره ولی از نظر کاری و اجتماعی، میشه به طور قطع گفت که استرالیا پایین تره. همین عامل سبب میشه اونایی که قصد دارن اون طرفی برن، استرالیا رو انتخاب کنند.

اينجوري بهتون بگم كه نيوزيلند براي استراليايي ها مانند شهرستان هست. ولي هم از نظر طبیعت و هم ویزا دادن بهتر از استرالیاست.

بعد از زمان تحصیل، اگر کار پیدا کنید، به احتمال قوی میتونید برای موندن فکر و اقدام کنید.

تحصیل در نیوزلند در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد کلا هزینه ای معادل 30000 تا 45000 دلار نیوزلند در سال خواهد داشت. این هزینه ی دانشگاه + زندگی دانشجویی را شامل میشود. در مقطع دکترا شهریه دانشگاه ها خیلی کمتر از سایر مقاطع است.(در برخی رشته ها 2000 دلار هر ترم). شرایط پذیرش دانشگاه ها و شرایط زندگی تقریبا شبیه استرالیاست .نیوزلند آب و هوایی معتدل در طول سال و طبیعتی سرسبز و  یکدست دارد.

سفارت نیوزلند در ایران تقریبا هیچ کاری رو برای شهروندان ایرانی انجام نمیده و بخاطر همین هم هست که سرشون خیلی خلوته و مهربون هم هستن ! شما وقتی تمام مدارک لازم رو جمع کردین باید اونها رو به سفارت این کشور در دوبی پست کنین و یا خودتون دستی تحویل بدین. تنها کاری که در سفارت تهران انجام میشه کپی برابر اصل کردن تمام صفحات شناسنامه + پرداخت Application fee به صورت ریالی و دریافت رسید پرداخت هستش که باید همراه سایر مدارک پست کنید. حتی برای visitor visa هم باید از طریق دوبی اقدام کرد.

کسانی که فکر میکنن این کشور سریع و راحت ویزا میده سخت در اشتباه هستن: شما پس از اینکه مدارکتون رو پست کردین، چند روز بعد به شما email میزنن که مدارک شما رو دریافت کردیم و اونها رو برای برسی بیشتر میفرستیم Wellington (پایتخت این کشور) و بخاطر همین پروسه دادن ویزا برای شما بیشتر طول می کشه ! (این مورد فقط برای PhD هست و برای M.Sc همون دوبی انجام میشه). در واقع اونها هم یک فرایند clearance دارن بنام IPG) Immigration Profiling Grouop) که پرونده تمام کسانی رو که میخوان در این کشور درس بخونن توسط یک Officer برسی میشه. چند روز بعد برام نامه اومد که پرونده شما به IPG رسیده و چون تعداد متقاضیان زیاده و اونها ظاهرا فقط یک نفر رو برای اینکار دارن، باید تو صف باشین تو نوبت شما برسه. رسما نوشتن که این کار ممکن است بین 2-4 ماه طول بکشد!

در نیوزلند درسته که هزینه ها نسبت به استرالیا پایین تره ولی توجه داشته باشید پرداخت شهریه دانشگاه و تضمین جای سکونت و انجام تست پزشکی (210 تومن) جزو مدارک لازم برای ویزا هست. یعنی هنوز معلوم نیست بتونین برین، باید شهریه یک سال دانشگاه + یک ترم خوابگاه رو بپردازید و رسید پرداخت صادر شده توسط دانشگاه رو جزو مدارک بفزستین. الیته خود دانشگاه گفته اگه نتونید ویزا بگیرید، پول شما برگشت داده خواهد شد....

در مورد پذیرش و بورسیه باید بگم که سیستم مثل استرالیا میمونه: گرفتن پذیرش خیلی خیلی راحت و گرفتن بورس خیلی خیلی مشکل. کمک هزینه آموزشی بصورت سیاه و سفید ارایه میشه، بعنی یا شما بورس میگیرید و برای 4 سال نه تنها هزینه هاتون پرداخت میشه بلکه با باقیش خوش میگذرونین یا نمیگیرید و باید از جیب خرج کنید. رقابت برای بورس خیلی زیاده (تعداد درخواست کننده زیاده) و تعداد اونها بسیار کم. استاد هم کاره ای نیست و از خودش فاند پژوهشی نداره. تصمیم توسط گروه تحصیلات تکمیلی دانشگاه گرفته میشه و استادی که شما رو میخواد فقط یکی از اون 20-30 نفر و در نتیجه دارای یک حق رای. خودشون میگن معیار Academic Merit هست (بخوانید معدل بالا). حرف اول و آخر رو ریز نمرات شما خصوصا در مقطع کارشناسی می زنن و سایر موارد مثل نمره زبان، مقاله، توصیه نامه و ... اثر خیلی کمی دارن. اگه معدل بالای 17 دارین (کارشناسی) و نمره زبان حداقل رو میارین میشه رو بورس حساب باز کرد.

البته در مورد بورس باید بگم که اینجور نیست که اگه در ابتدای ورود نتونستید بورس بگیرید دیگه تموم شد و رفت، هر سال می تونید اقدام کنید و شانستون رو امتحان کنید. ظاهرا دانشجوی همان دانشگاه بودن و گرفتن توصیه نامه از استاد دانشکده مبنی بر اینکه شما دانشجوی خوبی هستین، شانس شما را بالا می بره. غیر از بورس، هر دانشجو خارجی می تواند هفته ای تا 20 ساعت کار کند.

به نطر من (نظر کاملا شخصی)، تحصیل در این کشور (حتی برای PhD) ارزش اینهمه دردسر رو نداره: کشوری کوچک (جزیره) با 4 میلیون جمعیت و کلا 8 تا دانشگاه ! واقع شده در انتهای دنیا (یبش از 15000 کیلومتر فاصله تا ایران).

نکتۀ مهم: به طور کلی امسال در کشور ما تعداد متقاضیان تحصیل در خارج از کشور به طور خیره کننده ای افزایش یافته و همین مسئله به طور همزمان در برخی از کشورهای دیگر که شرایط ما را دارند نیز اتفاق افتاده است در نتیجه امسال رقابت برای دریافت بورس و کمک هزینه تحصیلی بسیار تنگاتنگ و شدید است. از طرفی تاثیرات بحران اقتصادی جهانی را هم نبایستی فراموش کرد، در نتیجه دیده می شود برخی از دوستان با رزومه های Overqualified و ممتاز هم بعضاً از برخی دانشگاههای معمولی نمی توانند کمک هزینه دریافت کنند که البته این مسئله الزاماً بیانگر ضعف رزومه فرد متقاضی نیست.

کشور نیوزیلند به خاطر مزایایی که جهت اعطای ویزای اقامت دائم برای فارغ التحصیلان دانشگاههای نیوزیلندی در نظر می گیرد، گزینه جذابی برای متقاضیان محسوب می شود، منتهی بایستی قبل از اقدام مسائلی همچون دوری راه و مشکل رفت و آمد (مسیر پروازی از ایران به نیوزیلند معمولاً سه پروازه به صورت تهران - بانکوک یا دوبی- ملبورن یا سیدنی - اوکلند است.)، بالا بودن هزینه های تحصیل و زندگی و... را در تصمیم گیری لحاظ کرد.

گفته اند: عیبش را گفتی، حسنش را نیز بگوی.

خوبی نیوزلند اینه که مثل استرالیا و کانادا با یک کشور مهاجر پذیر انگلیسی زبان سروکار دارید. سطح زندگی مردم بالا و وقت و جون آدمها ارزش داره. از نظر درجه حرارت هوا تقریبا همیشه بهار است (زمستان حداقل +13 و تابستان حداکثر 26+) ولی چون جزیره است رطوبتش خیلی بالاست (90-100%). اگر روزی روزگاری به اونجا رسیدین حتما یک سال سابقه کار برای خودتون جور کنید که 55 امتیاز مثبت برای مهاجرت داره ! بعد از 5 سال اقامت هم می تونید شهروند بشید. جالبه بدونین کسانی که پاس نیوزلندی دارن می تونن بطور نامحدود در استرالیا کار و زندگی کنن، یعنی هیچ فرقی با شهروند استرالیایی ندارن. از نظر طبیعت هم بی نظیره؛ عمده قسمت فیلمهای King Kong و AVATAR در این کشور فیلم برداری شده اند.

                

+ نوشته شده در دوشنبه 15 فروردین1390ساعت 10:10 توسط م. |

                   

چون سطح كيفيت زندگي در سوئيس خيلي بالاست، اين باعث شده كه اين كشور، كشور بسياربسيار گروني باشه.

هزینه زندگی دانشجویی در ماه میشه حدود 1400 فرانک سوئیس! تازه دقت کنید که گفتم زندگی دانشجویی! هر فرانك سوئيس تقريبا 0.8 دلار هست.

سوئیس حدود 30 تا 40 درصد از بقیه اروپا گرون تره. زوریخ که دیگه وحشتناکه!

در مورد تامین هزینه ها باید بگم که اگر دانشجوی دکترا در دانشگاه ETHZ یا EPFL باشید، از دانشگاه حقوق میگیرید (کارمند دانشگاه به حساب می آیید) و این پول به اندازه ای هست که به راحتی زندگی دو نفر را تامین می کند و مسکن و بقیه خرج ها را از همین پول هزینه می کنید.

اگر دانشجوی مستر باشید، دانشگاه پولی پرداخت نمی کند و تمام هزینه ها با خود دانشجوست. (برای فوق هم کمک هزینه می دن، اما هم کم هست، هم زیاد بر اساس صلاحیت علمی نیست، اگر فرم تقاضای فاند EPFL لوزان رو ببینید می فهمید چی میگم. اطلاعات جالبی درخواست کرده، مثلاً شغل پدر و مادر و میزان درآمدشون. البته این نظر شخصی من هست.)

در مورد کار هم، اگر از یکی از دانشگاههای خوب دنیا فارغ التحصیل شده باشید، به احتمال زیاد می توانید در سوئیس کار پیدا کنید.

توی زوریخ تقریبا اکثر مردم انگلیسی هم بلدند و فکر نمیکنم جایی به مشکل بخورید، توی دانشگاه هم که همه بلدند. ولی توی لوزان بسیاری از مردم داخل شهر فقط فرانسوی بلدند ولی توی کارهای روزمره مشکلی نخواهید داشت، توی دانشگاه هم که همه انگلیسی بلدند و مشکلی نیست.

یه قسمت هایی هست که مردم به زبان آلمانی صحبت می کنند!

البته زبان اصلی اونجا Swiss German هست و در کل اونجا، آلمانی زبانها بهتر از فرانسوی زبان ها انگلیسی صحبت می کنند.

سوئیسی ها کاملاً زبان آلمانی رو متوجه میشند و راحت صحبت می کنند ولی عکسش صادق نیست یعنی آلمانیها فقط حدود 50 درصد از زبان Swiss-German رو می فهمند و این مشکلی است که وجود داره.

البته باید بگم که سوئیسی-آلمانی فقط یک نوع لهجه می باشد. از نظر دستوری و دیکته هیچ نوع تفاوتی بین این دو وجود ندارد. رادیو و تلویزیون سوئیس به همان لهجه و زبانی صحبت می کنند که در آلمان صحبت می شود منتها سوئیسی ها لهجه ی محلی خودشان را دارند. مثلاً ترکیب دو حرف صدادارEi در آلمانی صدای آی میدهد ولی در لهجه ی سوئیسی صدای اِی می دهد

 این هم لیست برترین دانشگاههای سوئیس:

Rank

School Name

1

ETH Zurich (Swiss Federal Institute of Technology)

2

University of Geneva

3

University of Basel

4

Ecole Polytechnique Federale de Lausanne

5

University of Zurich

6

University of Bern

7

University of Lausanne

       

+ نوشته شده در یکشنبه 8 اسفند1389ساعت 22:3 توسط م. |

کمک هزینه مالی معمولا به ۳ شکل وجود داره:

Research Assistantship (RA)

Teacher Assistantship (TA)

Fellowship یا Scholarship.

TA ها معمولا کلاس‌های حل تمرین یا آزمایشگاه‌ها رو اداره می‌کنند. وقتی شما TA هستید در دانشگاه‌های آمریکا معمولا Tution و Fee رو پرداخت نمی‌کنید و حقوقی می‌گیرید که برای زندگی دانشجویی تقریبا کافیه. برای گرفتن TA شما باید فرم‌های خاصش رو پر کنید و هر ترم درخواست کنید. تخصیص TA معمولا بر اساس اولویت انجام می‌شه و دانشجویان باسابقه دکترا اولویت بالاتری دارند. همچنین اغلب دانشگاه‌ها لازم دارند که شما امتحان صحبت کردن انگلیسی مثل TSE رو داده باشید و نمره لازم رو آورده باشید.
RA به این صورته که شما روی پروژه یکی از استادها کار می‌کنید. استادها معمولا از صنعت یا دولت بودجه می‌گیرند که پروژه‌های تحقیقاتی‌شون رو پیش ببرند. این استاد‌ها برای انجام پروژه‌ها دانشجوهای دکترا (و در برخی موارد فوق‌لیسانس) رو استخدام می‌کنند که براشون کار کنند. استادها معمولا RA رو به دانشجویان خودشون پرداخت می‌کنند. یعنی RA معمولا از طرف استاد راهنمای خود شما ممکنه به شما تعلق بگیره. به همین خاطر لازمه که با اساتیدی که زمینه کاریشون به زمینه کاری شما نزدیکه تماس بگیرید و ببینید آیا مایلند شما رو به عنوان دانشجوی خودشون قبول کنند یا خیر. از نظر مالی RA و TA تقریبا شبیه به هم هستند و اگر RA داشته باشید معمولا Tution و Fee رو پرداخت نمی‌کنید و حقوق هم می‌گیرید. RA در کل از TA بهتره چون شما به هر حال باید روی پروژه دکترا کار کنید و اگر RA بگیرید دیگه نیازی به تدریس ندارید و برای کار پروژه خودتون حقوق می‌گیرید.
TA و RA اغلب به دانشجویان دکترا تعلق می‌گیره.
Fellowship و Scholarship به صورت جایزه است که به دانشجویان ممتاز تعلق می‌گیره. این جایزه‌ها از طرف دانشگاه یا دانشکده پرداخت می‌شه و فرمول چندان مشخصی نداره و هر دانشگاه یا حتی دانشکده‌ای شرایط خاص خودش رو بر تخصیص این‌ها داره و مبلغ‌شون هم چندان مشخص نیست.

در آمریکا (و گاهی کانادا) اگر روی ویزای F-1 باشید اجازه ندارید بیشتر از ۲۰ ساعت در هفته کار کنید. به همین خاطر چه RA چه TA یک مدت کاری مشخص داره و حداکثرش می‌تونه ۲۰ ساعت باشه. اگر هر دو رو هم با هم بگیرید باز باید مجموع زمان کاری هر دو تا حداکثر ۲۰ ساعت بشه. اصطلاحا به کاری که ۲۰ ساعت در هفته باشه استخدام ۵۰٪ گفته می‌شه و اگر ۱۰ ساعت باشه استخدام ۲۵٪. حقوق استخدام ۲۵٪ نصف استخدام ۵۰٪ هستش. اون چیزی که بهش می‌گن Full fund یعنی این که شما tuition و fee دانشگاه رو پرداخت نکنید و به صورت ۵۰٪ هم استخدام شده باشید. حالا این ۵۰٪ ممکنه ترکیبی از TA و RA باشه یا این که فقط یکی از این دو تا باشه.

ضمنا بعضی از دانشگاه‌ها اجازه نمی‌دهند که شما در یک زمان هم RA باشید و هم TA، حتی اگر TA یا RA شما کمتر از ۵۰٪ باشه.

            

+ نوشته شده در یکشنبه 24 بهمن1389ساعت 13:8 توسط م. |

                    

كشور پادشاهي نروژ يكي از كشورهاي حوزه اسكانديناویه كه بالاترين استانداردهای زندگی رو داره.
اين كشور با كشورهاي سوئد، فنلاند و روسيه همسايه است.

زندگی دانشجویی در نروژ بسیار لذت‌بخش است اگر بچه ننه نباشید. چون شرایط هواییش یه چیزیه بدتر از فنلاند. شب و روز های طولانی و زمستون های سخت.

اولا اینکه اگر می‌خواهید برای دوره‌های لیسانس اقدام کنید باید از طریق وبسایت  http://www.samordnaopptak.no/info اقدام نمایند. برای فوق لیسانس معمولا دانشگاه‌ها خودشان دانشجو می‌پذیرند. برای دکتری در وبسایت هر دانشگاه‌هی بخشی وجود دارد که لیست فرصتهای شغلی را درج کرده است. در آنجا دنبال جای خالی بگردید.

درس خواندن در نروژ از ایران کمی سخت‌تر و کمی ساده‌تر است. سخت‌تر است چون حجم کارها بیشتر است و راحت‌تر چون اعصابتان آرام است. هزینه‌ها زیاد است و خرجها سرسام آور. پس در هزینه‌هایتان صرفه‌جویی کنید. هر دانشجویی می‌تواند ۲۰ ساعت در هفته کار کند که با حقوقش می‌شود دو هفته زندگی کرد. تاکسی خیلی گران و اتوبوس نسبتا گران است. پس قبل از هر کاری یک دوچرخه بخرید. البته به فکر زمستان هم باشید!!!

مردم مهربان هستند اگر مثل کنه به آنها نچسبید. نروژ ایران نیست و این یعنی خانمها دارای احترام خیلی زیادی هستند. به خانمی که لباس کمتری پوشیده زل نزنید. در دست دادن پیش‌قدم نشوید و محترمانه صحبت کنید. دنبال هیچ خانمی حتی بدون قصد قدم هم نزنید.  اگر کودک ناز و موبوری دیدید مثل ایران نپرید نازش کنید و بهش آب‌نبات تعارف کنید. در آن صورت به جرم آزار کودک می توانید زندان‌های نروژ را هم از نزدیک ببینید. برای نزدیک شدن بیش از یک متر به هرکسی حتما از او اجازه بگیرید حتی در یک اتوبوس عمومی.

هنگام رد شدن از درب اصلا مهم نیست که چه کسی اول رد شود بلکه مهم است پس از رد شدن درب را برای نفر بعدی باز نگه دارید. اگر خواستید رانندگی کنید بدانید که حق در هر شرایطی با عابر پیاده است. هنگام رد شدن از خط عابر پیاده حتما حتما حتما باید منتظر عابران پیاده شوید حتی اگر ده دقیقه طول بکشد.

در هر دانشگاهی انجمن دانشجویان بین‌المللی وجود دارد که بهتر است خیلی زود با آنها آشنا شوید. اکثر کتابهای لازم در کتابخانه دانشگاه وجود دارد اما باید قبل از شروع ترم بجنبید تا بتوانید کتابها را امانت بگیرید. کتاب در نروژ بسیار بسیار زیاد گران است مخصوصا برای ما که کپی کتاب را مفت می‌خریم در ایران.

معمولا نحوه درس خواندن در نروژ متفاوت است. هر درسی را دو هفته میخوانید و هفته سوم امتحان می دهید و بعد می‌روید سراغ درس بعدی. اگر نمره خوب نشد می‌توانید یک بار تقاضای  تجدید امتحان را بدهید. نمره بهتر در کارنامه درج خواهد شد. به علت روش خاص تدریس اصلا مثل ایران زمان لازم برای گرم شدن در ابتدای ترم را ندارید. مسابقه اصلی از روز اول آغاز می‌شود.

من با بررسی هایی که کردم و اطلاعاتی که از چند نفری که تو نروژ زندگی می کنن بدست آوردم باید بگم حداقل پولی که در ماه لازم دارید یک میلیون تومان می شه ، کمتر از این واقعا زندگی براتون زجر آور می شه چون هزینه ها بالاست.

تحصیل در نروژ فعلا مجانیه و شما فقط باید سالیانه مبلغی برای حق دانشجویی (نمیدونم ترجمۀ دقیقش چی میشه) بدید که حدود 400 کرون هست.

لیست دانشگاههای برتر:

1. The Norwegian University of Science & Technology (NTNU)
2. The University of Bergen (UiB)
3. The University of Oslo (UiO)
4. The University of Tromsø (UiT)
5. The University of Stavanger (UiS)
6. Norwegian University of Life Sciences (UMB)
7. The University of Agder (UiA)
8. The Oslo School of Architecture and Design (AHO)
9. BI - Norwegian School of Management
10. School of Mission and Theology
11. Norwegian School of Economics and Business administration (NHH)
12. Norwegian School of Sport Sciences (NIH)
13. Norwegian School of Veterinary Science (NVH)
14. Norwegian Acadamy of Music (NMH)
15. MF Norwegian School of Theology (MF)

عکس: اسلو - شب سال نو

oslo, norway

+ نوشته شده در سه شنبه 21 دی1389ساعت 13:38 توسط م. |

                       

دانمارک یکی از کشورهای اسکاندیناوی است که پایتخت آن کپنهاگ هست. زبان رسمی آنها نیز دانمارکی و واحد پول آنها هم کرون دانمارک است.

دانمارک اصولا کشور نسبتا گرونیه. یعنی هزینه زندگی یه دانشجو میشه چیزی درحدود 850 یورو در ماه (یورو گفتم که بشه با بقیه اروپا مقایسه کرد). که البته این هم مربوط میشه به زندگی دانشجویی.

یه دانشگاهی که من اسمش و تعریفش رو خیلی شنیدم، دانشگاه Aalborg University هست. یکی دیگه هم Aarhus University هست.

میگن تحصیل برای دورۀ فوق لیسانس اونجا نمی ارزه. ولی برای دکترا خیلی مناسبه. اینطوریه که شما RA میشید توی دانشگاه و به اندازۀ یه Full Staff حقوق میگیرید که میزانش الان حدود 5000 یورو در ماه هست که با کسر Tax میشه ماهی 3000 یورو که میزان قابل توجهی هست. ولی خب، به صورت تمام وقت برای دانشگاه و به اسم دانشگاه باید مشغول Research و کمک به اساتید و بعضا تدریس باشید.

توی دانشگاه، اگر به زبان دانمارکی بخواید تحصیل کنید، رایگان هست. ولی اگر به انگلیسی یا هر زبان دیگه بخواین پذیرش بگیرید و درس بخونید، باید شهریه بدید.

 

اینم لیست دانشگاههای برتر:

 *NATIONAL WORLD* UNIVERSITY  SIZE  VISIB.  RICH FILES  SCHOLAR
 












 

به این سایت هم سر بزنید اگر اطلاعات برای تحصیل در دانمارک میخواید.

         

+ نوشته شده در شنبه 4 دی1389ساعت 9:57 توسط م. |

                 

لوکزامبورگ کشوریه در شمال فرانسه که با آلمان، فرانسه و بلژیک همسایه است. یکی از سه تا کشوریه که بیشترین درآمد سرانه رو در دنیا داره و اغلب به عنوان امن ترین کشور دنیا اسم برده میشه. به جرات میشه گفت که مولتی کالچرترین جای اروپاست. اغلب مردم به چهارتا زبون فرانسوی آلمانی انگلیسی و لوکزامبورگی حرف میزنن و اگه بگی که از هر کشوری هستی کسی تعجب نمیکنه. درآمد اصلی اش از فعالیت های بنگاههای اقتصادی و بانکداریه و یکی از بزرگترین مراکز بانکداری اروپاست. رفت و آمد از لوکزامبورگ به کشورهای همسایه به راحتی صورت میگیره و با قطارهایی که چندین بار در روز حرکت دارن تا بروکسل 3 ساعت ، تا پاریس 2.5 ساعت و تا تریه در آلمان 45 دقیقه فاصله است.

دانشگاه لوکزامبورگ در سال 2003 تاسیس شده. تا قبل از اون چندین موسسه آموزش عالی تو لوکزامبورگ بود که هر کدوم در زمینه های مختلف فارغ التحصیل میدادن و در اون سال تصمیم گرفته شد که همشون تحت عنوان دانشگاه لوکزامبورگ جمع بشن. یکی از سیاست های اصلی دانشگاه لوکزامبورگ که جاهای مختلف بهش اشاره شده اینه که چون اغلب دانشجوهای اروپایی به دلیل بودجه تحقیق زیاد در آمریکا از اروپا به آمریکا میرن ، تصمیم داره از سرمایه زیادی که داره استفاده کنه و یک قطب تحقیقاتی در اروپا ایجاد کنه. برای همین اهمیت خیلی زیادی به تحقیقات میده و بودجه خیلی زیادی رو هم برای این کار گذاشته. هزینه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در اغلب رشته ها تقریبن رایگانه یعنی حدود 100 یورو در هر ترم (به جز رشته های اقتصادی که اونم به نسبت بقیه دانشگاه ها خیلی ارزونه). یه سری کمک هزینه هم در نظر گرفته شده که بعد از این که شروع به تحصیل کردین تقاضا میکنین و اگه موافقت بشه ترمی حدود 2000 یورو است. دانشجو اجازه کار نیمه وفت یعنی 10 ساعت در هفته رو داره. برای مقطع دکترا حدودن ماهی 2000 تا 2500 یورو به دانشجو میدن. خیلی از پروژه ها رو اینجا سعی میکنن طوری تعریف کنن که بتونن از بنگاههای اقتصادی زیادی که اینجا فعالیت میکنن بودجه بگیرن.

همون طور که گفتم هزینه تحصیل خیلی کمه ولی در عوض لوکزامبورگ یکی از گرون ترین شهرهای اروپا به شمار میاد. به خاطر سطح بالای زندگی اینجا، هزینه ها هم به همون نسبت بالاست. برای یه تخمین از هزینه زندگی میشه به حداقلی که وزارت امور خارجه اینجا برای دادن ویزا به عنوان کفایت مالی میخواد استفاده کرد که حدود 10000 یورو در سال میشه. یعنی ماهی حدود 800 تا 900 یورو. این میشه واسه یه دانشجو. یعنی شرایط بخور و نمیر!

یک دلیل اینکه دانشگاهای اونجا هنوز نتونسته خودشو خیلی بالا بکشه اینه که تازه تاسیسه و هنوز نتونسته سابقه زیادی در مقاله و اینا برای خودش جمع کنه وگرنه از نظر اساتید و امکانات خیلی قویه و دولت اینجا خیلی بهش میرسه.

برای امور ویزا و این حرفا احتیاجی به رفتن به کشور دیگه نیست و سفارت بلژیک یک سری از کارها رو انجام میده. ولی پروسه اش یه مقدار متفاوته.

ایرانی اونجا کم نیست. ولی البته دانشجوی ایرانی خیلی کمه ولی نه اینکه نباشه.

آب و هواش هم بین 5- در زمستون تا 30 در تابستون هست.

اینم بگم که لوکزامبورگ اساسا فقط یک دانشگاه داره!!!!

برای کار حتما باید فرانسه (اونم نه فرانسه ای که توی پاریس یا کبک صحبت می شه بلکه فرانسه لوکزامبورگی (که به آلمانی نزدیکه) صحبت کنین وگرنه از کار خبری نیست . کارها هم همه کارهای جزیی و پارت تایم و موقت هستند و کارهای فول تایم فقط به اروپایی ها داده می شه و خیلی بد تبعیض می گذارن. یعنی فرانسه ای که مامان من 10 سال به اون زبون درس خونده و با مردمش زندگی کرده، اصلا به درد نمیخوره!

هزینۀ زندگی حداقل ماهی 1500 یورو میشه. ببینید، یه چیزی هست. اونم اینکه اونجا همۀ بیزینس من های خیلی پولدار زندگی می کنند و همش شما ماشین های خیلی شیک می بینید و آدم های شیک پوش. واسه همینم اگه یه رستوران برید اونجا، قشنگ دستتون میاد! وحشتناکه قیمت ها!!!

+ نوشته شده در یکشنبه 7 آذر1389ساعت 22:35 توسط م. |

               

بلژیک کلا دو قسمت داره: فرانسوی زبان و هلندی زبان.

بروکسل یه جورایی پایتخت اروپا حساب میشه و با توجه به اینکه مقر اتحادیه اروپا هم شده و نخست وزیرش شده رئیس اتحادیه اروپا، هزینه های زندگی اونجا نسبت به بقیۀ شهرهای بلژیک تقریبا بالاست.

در مورد بلژیک باید بگم که کشور بسیار زیبایی است به خصوص شهرهای گنت، بروکسل و بروژ که میگن گنت هم تازگی بروکسل رو داره و هم قدمت بروژ رو. از دانشگاه های خوب این کشور میشه به دانشگاه گنت و لوون اشاره کرد..البته دانشگاه های بلژیک سطح نسبتا خوبی دارن و کلا بلژیک در تولید علم سهم قابل توجهی داره.

سفارت بلژیک اینجور که من شنیدم، پروسه ی ویزاش نسبت به سایر کشورهای اروپایی سخت تر هست.

از لحاظ تعداد مدارک خواسته شده مثلا چیزهایی میخاد که ممکنه تا حالا به گوشتون نخورده باشه.

مهمترین چالشی که دانشجویان فوق پیش رو دارن قسمت مالی است که به طور شفاف سفارت معلوم نکرده که گواهی بانکی میخواد، سپرده میخواد یا گردش مالی میخواد؟

اگر فامیل درجه یک نداشته باشی اونجا بهت سخت ویزا میدن.

متاسفانه دانشگاه های بلژیک گویا سیاستشون اینه که به دانشجوهای کشورهای مشخصی بورس بدن! اونجا خیلی همه چیز جنبۀ سیاسی داره. یه جورایی چون مرکز اروپاست و خیلی از سیاستمداران دنیا اونجان.

هزینه های زندگی خیلی میتونه بسته به جایی که زندگی می کنید و کیفیت زندگی متفاوت باشه. حدودش میشه 15000 یورو در سال. ریز قیمت هایی که واسه یکی از دانشگاههای معتبر (گنت) داده شده رو هم این زیر گذاشتم:

Rent room UGent (€ 233 / month)

€ 2097

Rent studio apartment UGent (€ 304 / month)

€ 2736

Rent private room

€ 2000 - € 3000

Rent private studio apartment

€ 3000 - € 4000

Deposit (warranty)

Varies between one to three month’s rent (paid back after vacating your accommodation in good condition).

Food (on average € 8/day )

€ 2160

Public Transport

Buzzy Pass (bus/tram)

€ 162

Go Pass (train)

€ 46

Tuition fee

variable

Courses / books

on average € 500

(depends from the chosen study)

Study material

€ 100  

تحصیل:

والا زبان بلژیکی که هیچی! یه سری دانشگاهها درس ارائه می کنن به زبان فرانسه. بعد شما کسی رو پیدا نمی کنید توی دانشگاه که انگلیسی حرف بزنه! یه سری دیگه دانشگاهها هم هستن که به هلندی(Dutch) درسها رو ارائه می دن. خب طبیعتا اونجا همه به همون زبون تکلم میکنند! یه سری دانشگاهها در سطح مستر و دکترا هم هستن که به انگلیسی درس هاشون رو ارائه می کنن. و الی آخر!!!!

اگر قصد اومدن به بلژیک رو دارین از دانشگاههای فلاندرن یا قسمت هلندی زبان بلژیک پذیرش بگیرید.دلایلش زیاده یکی این که در اون قسمت مردم و دانشگاهها کاملا با انگلیسی صحبت کردن راحت هستن.اما بروکسل و در کل والونی فقط فرانسه صحبت میشه.تمام برنامه های دانشگاه .ایی میل ها .سمینارها و برنامه ترم و واحدها و همه چی به فرانسه است و اصلا روی خوشی در انگلیسی صحبت کردن نشون نمیدهند.

دانشگاه کاتولیک لوون که به گفته ی خودشون بزرگترین دانشگاه بلژیک هست.

لیست دانشگاههای برتر بلژیک:

1- Universiteit Antwerpen

2- Vrije Universiteit Brussel (Free University of Brussels)

3- Katholieke universiteit Brusslel (Catholic University of Brussels)

4- Rijksuniversiteit te Gent (State University of Ghent)

5- Faculte Universitaire Des Sciences Agronomiques De Gembloux (Faculty of Agricultural Sciences of Gembloux)

6- Katholieke Universiteit Leuven (Catholic University of Leuven)

7- Universite De Liege (State University of Liege)

8- Limburgs Universitair Centrum (University Center of Limburg)

9- Fondation Universitaire Luxembourgeoise (Luxembourg University Foundation Arlon)

10- Faculte Universitaire Catholique De Mons (Catholic University Faculty of Mons)

11- Faculte Polytechnique De Mons (polytechnical Faculty of Mons)

12- Universite De Mons - Hainaut (University of Mons- Hainaut)

13- Facultes Universitaires Notre - Dame De La Paix (University of Namur)

14- Facultes Universitaires Saint - Louis (University Faculties Saint - Louis)

15- Universiteit Antwerpen (University of Antwep) (UA)

16- Universite Catholique de Louvaine (Catholic University of Louvain) (UCL)

          

+ نوشته شده در جمعه 28 آبان1389ساعت 11:40 توسط م. |

                  

هزینه زندگی رو باید روی اروپا بودنش و یورو بودن واحد پولشون حساب کنید.

یعنی برای زندگی دانشجویی و خونۀ مشترک دانشجویی میشه حداقل حدود 800 یورو در ماه. البته شهرهای بزرگ و  Downtown مسلما گرون تر خواهد بود.

برای یه زندگی بهتر، برآوردش میشه این: (به صورت کاملا حدودی)

خانه 700
غذا 300
حمل و نقل 50
هزينه متفرقه 250
جمع كل 1300

هزنیه زندگی در شمال ایتالیا معمولا بیشتره.

بعد داستان اینجاست که بورسی که میدن دانشگاهها طرف 5000- 6000  یورو در سال هست. دیگه بشینید حساب کنید که این پول به کجا میرسه!

ایتالیا یکی از کشورهایی هست که مردمش روی زبان خودشون خیلی متعصب هستند. بنابراین برای زندگی خارج از دانشگاه، یا حتی ایتالیایی های داخل دانشگاه، شدیدا لازم هست که ایتالیایی بلد باشید. چون یک کلمه هم انگلیسی جواب شما رو نمیدن!

شما هر مدرک تحصیلی که داشته باشید (دیپلم - فوق دیپلم - لیسانس و .... ) و اگه بخواید واسه هر مقطعی تو ایتالیا اقدام کنید گذروندن ترم 1 و ترم 2 زبان ایتالیایی تو مدرسه ایتالیا تهران (خیابون فرمانیه) اجباریه! یعنی اولین و آخرین کلید گرفتن ویزا تحصیلی واسه ایتالیا داشتن مدرک زبان از این مدرسه هست.

مثلا اگر شما کامپیوتر از ایتالیا بخرید، نه کیبورد انگیسی نه ویندوز انگلیسی گیر نمی آید حتی بعضی از موبایل ها ویندوزشون ایتالیایی هست و انگلیسیش نیست. (میزان تعصب به زبانشون رو دیگه خودتون ببینید.)

مشکلی که خیلی وجود داره اینه که ایتالیایی ها آخر کلک و نهایت دزد هستند! یعنی می بینی یکی میاد ازت آدرس می پرسه. خیلی هم تیپش درسته. بعد که رفت می بینی همۀ زندگیت (کیف پول و محتویات توش) رو هم برده با خودش! مخصوصا توی میلان، جیب زنی و کیف قاپی و مسائلی از این دست خیلی رواج داره! (جنوب ایتالیا این چیزا اساسا بیشتره)

اونجا اکثر نون‌هایی که تو فروشگاه‌ها فروخته میشه با روغنی درست میشه که از خوک گرفته شده و خیلی از نون‌هاشون رو هم تو شراب می‌خوابونن!!! (پشتشون هم نوشته Leivitato di vino). خلاصه که اونجا توی هر چیزی ممکنه از مشروبات استفاده شده باشه. حتی مثل سس. البته مامانم میگه مزه شون اصلا بد نیست و اون مشکلی نداشته. اینو گفتم واسه اونایی که به خوک یا شراب حساس هستن.

 

برای تحصیل، رشته هایی مثل معماری، توی ایتالیا خیلی خوب ارائه میشن ولی رشته های مهندسی اکثرا ضعیف هستند.

اینم رنکینگ دانشگاههای برتر:

 

 

 

WORLD RANK

UNIVERSITY

 

 SIZE

 VISIBILITY

 RICH FILES

 SCHOLAR

 

 

 

 

 

 

86

Università di Bologna

 

121

104

94

71


157

Università di Pisa

 

258

300

114

38


204

Università degli Studi di Roma La Sapienza

 

289

331

125

111


246

Università degli Studi di Padova

 

268

378

225

93


246

Università degli Studi di Firenze

 

313

317

294

107


275

Università degli Studi di Torino

 

330

343

169

406


284

Università degli Studi di Milano

 

336

373

162

356


349

Università degli Studi di Trento

 

415

487

248

349


374

Università degli Studi di Napoli Federico II

 

482

480

392

198


389

Università degli Studi di Roma Tor Vergata

 

655

421

306

427


391

Università degli Studi di Genova

 

472

433

251

721


402

Università degli Studi di Palermo

 

552

672

269

142


412

Università degli Studi di Siena

 

520

463

384

455


445

Politecnico di Torino

 

629

497

550

266


456

Politecnico di Milano

 

630

530

432

415


477

Università degli Studi di Pavia *

 

673

576

335

613


480

Università degli Studi di Verona

 

228

565

557

1,015


516

Università degli Studi di Catania

 

490

659

424

797

 

      

+ نوشته شده در یکشنبه 23 آبان1389ساعت 10:5 توسط م. |

                           

استانداردهای زندگی در سوئد خیلی بالاست. یه کمی پولکیه همه چیز. یعنی تکون بخوای بخوری باید پول بدی!

میگن اگر بتونی با آب و هواش کنار بیای و آماده باشی واسه یادگرفتن زبان جدید، مسلما میتونی اونجا زندگی کنی.

هزینه های زندگی:

در مورد هزینه بستگی داره به شهری که توش هستی و به سبک زندگیتون. هرچی شهر بزرگ تر باشه هزینه ها بیشتره.

برای مثال تو Goteborg که دومین شهر بزرگ سوئده می شه با 3500 الی 4000 کرون سوئد در ماه (600 الی 650 دلار) به شرط اینکه غذا بیرون نخورید و ول خرجی نکنید و هم خونه ای داشته باشید زندگی کرد. اگه بخواین خونه تنها بگیرید و کمی هم بهتر زندگی کنید که روی 5000 کرون (750 - 800 دلار) در ماه باید حساب کنید.

در استکهلم برای سبک زندگی مشابه تا 1000 کرون (150-200 دلار) باید بیشتر هزینه کنید. و در شهر های کوچک تر کمتر.

 

آب و هوا:

برخلاف اونچه که ممکنه به نظر برسه، استکهلم برخلاف شهرای دیگه آب و هوای معتدل تری داره، اونم به خاطر جبهه هوای گرم هست که از خلیج مکزیک بلند میشه و پس از عبور از اقیانوس روی هوای این ناحیه (شهر استکهلم) تاثیر میذاره و باعث گرمتر شدن اون میشه.

تابستانها بین 20 تا 23 درجه سانتی گراد در روز و تا 15 درجه سانتی گراد در شب است. بعضی اوقات موج گرما باعث میشه دما بالاتر از 25 درجه در روز هم بره. زمستان ها بین -3 تا 1 درجه سانتی گراد هست و گاهی به زیر -14 میرسه.

به خاطر نزدیکی به قطب شمال، مدت زمان روشنایی روز در اواسط تابستان 18 ساعت و در اواخر دسامبر 6 ساعت است.

در گوتنبرگ زمستان تقریبا سرد و کم باران دارد. دمای هما در ژانویه و فوریه به حداقل می رسد که در بدترین حالت -8 درجه است ولی به طور معمول صفر است. اما توجه کنید که هوا مرطوب است و سرما بیشتر حس می شود.
در بقیه فصول باران زیاد می بارد و باد شدیدی می وزد. این باد مخصوصا در پاییز آزار دهنده است.
تابستانی مطبوع و بارانی با دمای حدود 10 تا 25.

 

شرایط زندگی:

خیلی ها میگن سوئد برای ایرانی ها، Land of homesick هست. احتمالا به خاطر شرایط آب و هوایی اونجا و روشنی و تاریکی هواست. ولی خب، خیلی ها با شرایط هماهنگ میشن. خیلی ها هم نمی تونن شرایط رو قبول کنن.

اینطور که من شنیدم، سوئدي ها نژاد پرستن اما بي آزار. يعني اينكه ميگفت باهات خيلي مؤدبانه برخورد ميكنن و خيلي خوب بهت سرويس ميدن (فروشگاهها، اتوبوس، رستورانها و ...)، انگار نه انگار كه سويدي نيستي. اما وقتي بحث استخدام و موارد اين جوري پيش مياد ديگه وای. انگار به كله سياه به هيچ عنوان كار نميدن و باهاش هم خونه نميشن مگر اينكه مجبور باشن. البته ممکنه دقیقا هم اینطور نباشه. ولی ظاهرا اکثرا اینطورین!

 

دانشگاهها:

 

 

 

NATIONAL

WORLD

UNIVERSITY

 SIZE 

VISIB. 

RICH FILES

 SCHOLAR

 

1

 123

Royal Institute of Technology

89

178

104

 124


2

 129

Uppsala University

131

151

119

 156


3

 146

Linköping University

188

162

179

 140


4

 192

Lund University

255

175

302

 193


5

 243

Goteborg University

293

354

369

 34


6

 277

Stockholm University

346

255

334

 390


7

 312

Umea University

231

330

365

 564


8

 339

Chalmers University of Technology

331

400

304

 529


9

 495

Karolinska Institute

683

446

907

 311


10

 617

Swedish University of Agricultural Sciences

667

791

1,290

 76


11

 890

Lulea University of Technology

2,283

1,303

1,116

 37


12

 992

Malmo University

1,293

1,811

942

 172


13

 1040

Orebro University

2,759

482

1,853

 1,464


14

 1155

Malardalen University

1,254

1,610

1,063

 939


15

 1245

Blekinge Institute of Technology

1,646

1,785

1,099

 825


16

 1292

Stockholm School of Economics

1,632

1,410

1,563

 1,199


17

 1600

Halmstad University

3,492

1,188

2,320

 1,691


18

 1770

University of Karlstad

2,564

1,918

1,795

 1,866


19

 1788

Stockholm University Fysikum Physics Department

2,048

2,813

861

 2,222


20

 1809

Dalarna University College

1,708

2,852

1,642

 1,279


21

 1912

Jonkoping University

1,636

2,369

2,276

 1,992


22

 1934

University College of Boras

4,149

2,546

3,736

 213


23

 1945

University of Skovde

2,154

2,537

1,755

 2,018


24

 2030

Mid-Sweden University

2,022

3,038

2,010

 1,521


25

 2651

Kristianstad University College

2,517

3,216

2,847

 2,814

 

دانشگاههای سوئد که تا حالا رایگان بودن، طبق سیستم جدید، پولی شدند! البته هستند هنوز دانشگاههایی که مجانی هستند. ولی ظاهرا همشون به زودی پولی میشن.

پی نوشت: یک فایلی هم دارم برای زندگی توی سوئد. اینکه اصولا اونجاها بخواید برید چیا باید ببرید و یه سری کلیات رو توضیح داده. هرکسی خواست، بگه که من ایمیل کنم براش.

               

+ نوشته شده در دوشنبه 17 آبان1389ساعت 14:0 توسط م. |

                                    

فنلاندي ها ممكن است در ابتدا كم حرف و داراي رفتاري غير دوستانه به نظر آيند. آنها مسائل را مستقيماً و صادقانه عنوان مي كنند. گفتگوي فنلاندي ها غير رسمي بوده و ؛تو؛ خطاب كردن معمولي مي باشد. شخص فنلاندي سرش در كارهاي خودش است و به مسايل خصوصي ديگران احترام گذاشته و در آنها دخالت نمي كند. معروف است كه آشنا شدن با فنلاندي ممكن است سخت باشد ولي دوستي با فنلاندي عمري است.

دقيق بودن در فنلاند از اهميت بسياري برخوردار است. بر سر قرار خود دير نرويد, چرا كه اين عمل بسيار ناپسند و بي ادبانه اي است. سر وقت در محل ملاقات حضور داشته باشيد!

در فنلاند معمولاً قهوه زياد و در همه جا مصرف مي شود. مثلاً جلسات هميشه با نوشيدن قهوه شروع مي شوند.

عدم صداقت از نظر شخص فنلاندي بدترين چيزهاست.

 

آب و هوا:

به طور متوسط در زمستان فقط 3 ساعت روز رو تجربه خواهید کرد (که اون هم نمیشه اسمشو روز گذاشت!) و دمای هوا به 30- میرسه؛ در تابستان هم هوا خوبه (تا 20+ و یا 30+ میرسه) و فقط 2 ساعت شب میشه.

البته مد نظر داشته باشید که مدت روشن بودن هوا در طول سال از 3 ساعت تا 20 ساعت تغییر میکنه و تاریکی هم همینطور؛ نه اینکه کل زمستون 3 ساعت روز بشه؛ به طور کلی هوا در تابستان به شدت روشن در زمستان به شدت تاریکه و آفتاب اونجا هم هرگز بالای سر شما قرار نمیگیره پس وقتی هوا آفتابیه توی چشماتونه!

مثلا الان حدود ساعت 8:45 صبح آفتاب طلوع میکنه و حدود 5 هم غروب. وسط زمستون میشه 10 صبح تا 3 بعدازظهر. البته این مال اون شهریه که مامان اونجا بود. شمال فنلاند، مدت روشنایی روز توی زمستون به 1 ساعت میرسه.

 

رفت و آمد:

مسیرهای متداول از تهران به هلسینکی (پایتخت فنلاند):

1- تهران – مسکو – هلسینکی (ایرفلوت) 11 ساعت پرواز با توقف

2- تهران – استانبول – هلسینکی (ترکیش ایر)

3- تهران – فرانکفورت – هلسینکی (لوفتانزا)

4- تهران – آمستردام – هلسینکی (KLM)

5- تهران – وین – هلسینکی (Austrian Airline)

 

اقامت دائم:

پس از 4 سال اقامت مستمر در فنلاند (به هر بهانه ای) میتونید برای ویزای دائم اقدام کنید. ولی خب باید ببینید همون 4 سال رو اونجا دوام میارید یا نه.

استناد به Immigration Service:

A permanent residence permit is issued to an applicant who has resided in Finland for a continuous period of four years under a continuous fixed-term residence permit (status A). An application for a permanent residence permit is filed with the local police. Foreigners who have been issued with a residence permit with status A and who have entered Finland by 30 April 2004 may be issued with a permanent residence permit after a continuous residence of two years instead of four years

A permanent residence permit may never be issued as a first residence permit because a first residence permit is always issued for a fixed term

A permanent residence permit may be issued unless the applicant

is found guilty or is suspected of an offence punishable by imprisonment
is found guilty of two or more offences; or
is suspected of two or more offences

خود فنلاندی ها معتقدند که اگر کسی بتونه یک سال اونجا زندگی کنه و مشکلی از لحاظ روحی واسش پیش نیاد، حتما وجودش از گوشت و پوست و استخوان نیست و احتمالا آدم آهنی یا انواع مشابه اونه.

در مورد هزینه های زندگی توی فنلاند هم یه فایل pdf دارم که اگر کسی خواست بگه واسش ایمیل کنم.

 

تحصیل:

هنوز دانشگاههای فنلاند رایگان هستند ولی به نظر میرسه که به زودی (مثل سوئد)، اکثرشون پولی بشن. لیست دانشگاههای برتر فنلاند در زیر آمده:

 

 

 

 

 

 

 

 

WORLD RANK

UNIVERSITY

 

 SIZE

 VISIBILITY

 RICH FILES

 SCHOLAR

 

 

 

 

 

 

59

University of Helsinki **

 

73

87

48

55


264

Tampere University of Technology

 

308

221

454

284


357

Jyväskylä University

 

427

352

391

535


398

University of Oulu

 

407

435

382

618


454

University of Turku

 

443

466

372

973


498

University of Tampere

 

533

519

613

667


789

University of Joensuu

 

1,011

1,018

704

868


798

Abo Akademi University

 

1,109

866

640

1,319


936

University of Kuopio

 

909

1,335

585

1,360


1127

University of Vaasa

 

1,044

1,258

860

2,198


1309

Lappeenranta University of Technology

 

1,479

1,551

1,042

1,733


1384

Sibelius Academy

 

1,468

1,427

3,656

577


2423

Oulu University of Applied Sciences

 

1,589

3,112

1,603

4,290


2446

University of Lapland

 

1,610

2,405

3,858

3,512


3291

North Karelia University of Applied Sciences *

 

2,084

4,245

2,007

5,591


3305

Swedish School of Economics and Business Administration

 

2,102

3,758

4,087

4,312


3410

Turku School of Economics

 

4,162

4,178

5,230

1,894


 

 

+ نوشته شده در شنبه 15 آبان1389ساعت 20:58 توسط م. |

 

ضرر نمیکنید اگر این مطلب رو بخونید. یه سری اطلاعات کلی دستتون میاد.

1- ردیف کردن کشورها و امتیاز دادن و رنک کردن و نمره دادن از اساس کار اشتباهیه. حتی توی کمی ترین مسائل، مثلا اقتصاد، مقایسه حتی دو کشور با هم خیلی سخته. مثلا آیا فقط یه فاکتور اقتصاد رو بین دو کشور (نه بیشتر!) فرانسه و ایتالیا میتونی بررسی کنی؟ مثلا در امد سرانه این یکی 500 تا بالاتره ولی تولید ناخالص اون بالاتره. بیکاری تو این کمتره ولی توزیع ثروت هم نامتقارن تره... آخرش چی شد؟ و مهمتر اینکه این نتیجه به کسی که مثلا میخواد بره توی فرانسه یا ایتالیا کار کنه -به عنوان یه فعالیت اقتصادی- چه ربطی داره؟ به احتمال 99.9999% هیچ ربطی! اون فرد باید ببینه کجا میخواد چکار کنه کجا چقدر باید اجاره مغازه بده کجا دوست و رابط توی بازار داره چقدر مالیات باید بده... یعنی همه مقایسه ها باید موردی و فردی و جزیی باشه.وگرنه نتیجه مقایسه حتی در اصولی ترین شکل عدد و رقم هایی هست که بدرد سیاست مدارها و برنامه ریزان اقتصادی و اجتماعی همون کشورها میخوره نه بدرد ما به عنوان یه دانشجوی ساده!

2- احتمالا بحث اعداد معنا دار و بی معنی در ریاضی یادتون هست. مثلا شما اگه عددی با دقت یه رقم اعشار داری و ضربش کنی یا به توان برسونی ماشین حساب 20 تا اعشار بهت نشون میده ولی فقط تا یه رقم اعشار "معنا داره". مقایسه کشور های اروپای غربی هم اصولا مثل همین هست یعنی تفاوت ها معنا دار نیستن. ممکنه آمار به شما بگه آمار قتل در هلند بالاتر از بلژیکه. ولی این تفاوت یک صدم، یک نفر در هر صد هزار نفره مثلا!! ولی مقایسه آمار قتل هلند با سودان یا کنگو "معنا داره" چون اون احتمالا 50 برابر این یکی هست! همینطور اقتصاد و شرایط کار و تحصیل و ... بین اروپا و ایران تفاوت ها معنا داره ولی بین خود این کشور ها هر چند شما میتونید بگردید و یه آماری پیدا کنید ولی این آمار "معنا نداره". حالا وقتی کار میکشه به نظر شخصی و افراد و شنیده ها و ... که دیگه خودتون حسابشو بکنید...

3-اروپا از حیث قوانین روز به روز یکپارچه تر میشه. بُعد دانشگاهی و تحصیلیش رو که خودتون میبینید که بعد از پیمان لیسبون همه چی طی 10 سال زیر و رو شد و همه کشورها سیستمشون رو یکسان کردن. این مسئله در همه جنبه های اقتصادی و اجتماعی هست. مثلا شما اگه از قانون Blue Card خبر داشته باشید طرحی هست که برای جذب نیروی متخصص خارجی مثل Green Card امریکا ارائه شده و اسمش هم از روی همون کپی شده و قوانینش در همه کشورهای عضو یکسانه. مثلا شما اگه این اقامت رو داشته باشید و در آلمان بیکار شید حق دارین برین یه کشور دیگه اروپا کار و زندگیتون رو ادامه بدید...بنا بر این بطور خلاصه: اروپا روز به روز در فضای اقتصادی و کاری و قانونی یکپارچه تر میشه و این فرق بین کشور محل اقامت رو کمرنگ تر میکنه.

4- شما ببینید کدوم دانشگاه با چه فاندی با چه دپارتمانی و امکاناتی و ... میتونید برید. به طور شخصی باید سبک و سنگین کنید. حالا ممکنه بچه ها بیان بگن من شنیدم اونجا اله ولی اینجا که هستم به نظرم بله. خب اینکه نشد بررسی و رفرنس جامع از مزایا و معایب کشور های اروپایی که شما بخواهید بر اساسش زندگیتون رو برنامه ریزی کنید. اصولا اگه کسی از بین ما میتونیست همچین رفرنس جامعی (!) رو تهیه کنه حتما مهندسی رو ول می کرد چون خود شخص اتحادیه اروپا طالبش میشد و بورسش میکرد که بره دکترای مطالعات استراتژیک و تطبیقی(!) با گرایش اروپا (!!!!) بخونه....

 

حالا چیزایی که به صورت خیلی کلی دستگیر من شده و حاصل سفرهای مامانم به جاهای مختلف هست:

اگه یه مقایسه بخوایم بکنیم اگه از آب و هوا بخوای صحبت کنیم به نظر من کشورای اروپای مرکزی بهترن. مثل سویس و بلژیک و هلند و آلمان و فرانسه البته ایتالیا و اسپانیا هم هواشون فوق العادس ولی حداقل توی رشته های فنی که چندان حرفی واسه گفتن ندارن البته نسبت به بقیه کشورا که گفتم.

اگه بخوایم در مورد تامین هزینه ها صحبت کنیم که 100% نروژ و سوئد بهترن که نروژ هم به احتمال خیلی زیاد برای دکترا فاندهای خیلی خوبی میده در ضمن طبیعتش هم که معرکس و فرصت شغلی برای بعد از فارغ التحصیلی هم بیشتر از بقیه کشورای اروپایی داره ولی عیب اولش اینه که هواش به شدت سرده و عیب دومش اینه که رشته های فنی مهندسی خیلی تو دانشگاهاش ارائه نمیشه (حسابNTNU رو جدا کنید ولی بقیه دانشگاهها خیلی رشته های فنی ارائه نمیکنن)
ولی اگه بخواید سوئد رو انتخاب کنی از پولی بودنش که بگذریم بقیه مواردش از همه کشورای اروپایی بهتره در ضمن رشته های فنی که ارائه میشه هم زیاده.
در مورد امنیت اجتماعی و رفاه زندگی هم که دیگه کشورای اسکاندیناوی معروفن چه سوئد چه نروژ چه فنلاند.
در آخر به نظرم اگه با آب وهوای سرد اسکاندیناوی مشکل نداری بهترین انتخابت میتونه ۱.نروژ ۲.سوئد ۳.فنلاند ۴.سویس باشه
به این خاطر سویس رو بین این ۴تا گذاشتم آخر که هزینه های زندگی در سویس خیلی بالاس و امکان کار همزمان با تحصیل هم خیلی کمه.

فنلاند هم یه مشکل نسبت به سوئد داره: ۱- زبانشون خیلی خرکی است (ببخشید که اینجوری گفتم ولی خب زبان فنلاندی یا همون Finnish تلفیقی هست از ۳ تا زبون!)


در مورد بقیه کشورا به نظر من به این ترتیب میشه:
فرانسه-آلمان-هلند-بلژیک-انگلیس-ایتالیا-اسپانیا
هلند و انگلیس شهریه های تقریبا بالایی می گیرند مثل ایتالیا و اسپانیا. انگلیس هم که اصلا شرایط زندگی توش با همه جای دنیا فرق می کنه!

فرانسه هم باید منهای شرایط نامساعد زندگیش بررسی بشه. اصولا جای مناسبی واسه زندگی خانوادگی نیست دیگه.

البته من فقط در مورد اروپا گفتم ولی واضحه که اگه مشکل راه و پول و ... رو نداشته باشید آمریکا و کانادا میتونه در اولویت باشه.

            

+ نوشته شده در چهارشنبه 12 آبان1389ساعت 11:24 توسط م. |

                

تحصیل:

آلمان یکی از پایگاه‌های اقتصادی مهم در جهان محسوب می‌شود و دانشگاههای آن از نظر علمی،از شهرت بسیار خوبی در عرصه‌ی رقابت بین‌المللی برخوردارند.

اگر شخصی دیپلمه باشد یعنی 12 سال تحصیل کامل داشته باشد می تواند مستقیماٌ برای دانشگاه های آلمان اقدام نماید و در صورتی که فاقد 800 ساعت دانش زبان آلمانی باشد برای کالج اقدام کند. کالج در آلمان دو ترم است کالج ها فقط به زبان آلمانی هستند.

اگر شخصی در ایران لیسانس دانشگاه آزاد باشد نمی تواند برای فوق لیسانس اقدام کند. بلکه باید مجدداٌ لیسانس رشته خود یا یکی از رشته های زیر شاخه رشته خود را در آلمان بخواند.

لیسانسه های دانشگاه های دولتی میتوانند برای فوق لیسانس اقدام کنند اما این باز هم بستگی به خود دانشگاه در آلمان دارد زیرا سطح تحصیل آلمان نسبت به ایران یک سال جلو تر است و شاید بعضی از واحد های آنها را بپذیرند و یک سال پایین تر بنشینند و بعد پیوسته تا دکترا ادامه دهند.

اشخاصی که در ایران فوق لیسانس دانشگاه آزاد را دارند همانند لیسانسیه ها باید مجدداٌ از لیسانس و اگر معدلشان بالا باشد میتوانند برای فوق لیسانس اقدام نمایند.

البته بطور کلی باید مدارک تحصیلی به آلمان فرستاده شود و خود دانشگاه با توجه به ریز نمرات متقاضی تعیین کند که شخص از چه ترمی در آلمان می تواند شروع به ادامه تحصیل نماید.

برای دکترا در آلمان خیلی سخت می توان اقدام کرد زیرا باید در آلمان استاد راهنما پیدا شود و معمولا این امر با موفقیت امکان پذیر نیست زیرا بدلیل رایگان بودن دانشگاهها احتیاجی به دانشجویان خارجی ندارند. به دانشجویان متقاضی دوره دکترا پیشنهاد می شود که حتماٌ اول دوره فوق لیسانس بگذرانند و بعد برای دکترا اقدام کنند.

در آلمان حتما بايد برای ورود به دانشگاه ها متقاضيان زبان آلمانی بلد باشند. برای ورود به دانشگاهها متقاضيان حتما بايد دانش حداقل 800 ساعت زبان آلمانی داشته باشند تا بتوانند در امتحان ورودی زبان DHS شرکت کنند.

 

تحصیل رایگان در دانشگاه ماگدبورگ: Universität Magdeburg

دانشگاه ماگدبورگ از ۹ دانشکده تشکیل شده است که امکان تحصیل در بیش از ۶۲ رشته‌ی دانشگاهی را فراهم می‌کنند. در میان دانشکده‌ها می‌توان به دانشکده مهندسی مکانیک، دانشکده برق و فن‌آوری اطلاعات، دانشکده علوم کامپیوتر، دانشکده ریاضیات، علوم پزشکی، علوم طبیعی و دانشکده علوم انسانی اشاره کرد.

شهریه در دانشگاه ماگدبورگ هنوز تصویب نشده است و در تحصیل در این دانشگاه رایگان است. دانشجویان برای هر ترم تنها مبلغی در حدود ۶۵ یورو بابت هزینه خدمات دانشجویی پرداخت می‌کنند. از جمله موارد استفاده از خدمات دانشجویی که با پرداخت این هزینه امکان‌پذیر می‌شود، استفاده رایگان از وسایل حمل و نقل عمومی در شهر محل سکونت و در مواردی در شهرهای مجاور می‌باشد.

در کنار ارائه بیش از ۶۲ رشته دانشگاهی، امکان تحصیل به زبان انگلیسی نیز در دانشگاه ماگدبورگ فراهم شده است. تحصیل در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته مدیریت و اقتصاد، تحصیل در رشته مهندسی شیمی و مهندسی پزشکی در مقطع کارشناسی ارشد و تحصیل در مقطع دکترا در رشته اقتصاد از جمله رشته‌های تحصیلی‌ای هستند که در مقاطع ذکر شده به زبان انگلیسی ارائه می‌شوند.

 

هزینه های تحصیلی:

هزینه‌های زندگی دانشجویی در آلمان را می‌توان به دو بخش اصلی تقسیم کرد. بخش اول هزینه‌هایی است که مربوط به دانشگاه و تحصیل می‌شود. بخش دوم را می‌توان به هزینه‌های جانبی همانند بیمه دانشجویی، مواد غذایی و خانه دانشجویی تقسیم‌بندی کرد.

مهم‌ترین بخش هزینه‌های دانشجویی شهریه دانشگاه است. البته شهریه در تمامی دانشگاه‌های آلمان وجود ندارد و به طور نمونه در ایالت‌های برلین، براندنبورگ، هسن، مکلنبورگ فورپومرن و ایالت شلسویگ هولشتاین، شهریه هنوز تصویب نشده است.
اما هزینه خدمات دانشجویی که بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ یورو در هر ترم است، در تمامی دانشگاه‌ها وجود دارد. با پرداخت هزینه خدمات دانشجویی، می‌توان از وسایل حمل و نقل عمومی در شهر محل سکونت و در مواردی در شهرهای مجاور و همچنین از امکانات گوناگون دانشگاه استفاده کرد.
اما در دانشگاه‌هایی که شهریه وجود دارد نیز این مبلغ از مرز ۵۰۰ یورو در هر ترم تجاوز نمی‌کند. بنابراین می‌توان گفت که هزینه دانشجویی با احتساب شهریه و مخارجی همچون خرید کتاب و یا کپی کردن و از این قبیل هزینه‌ها، با تقسیم بر ماه‌های سال، مبلغی در حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ یورو در هر ماه خواهد بود. همان طور که اشاره شد در دانشگاه‌هایی که شهریه وجود ندارد‌، طبیعتا این میزان کمتر خواهد بود.

هزینه های غیر تحصیلی:

اما مهم‌ترین هزینه‌ی غیرتحصیلی مربوط به خانه دانشجویی است. در این مورد دو انتخاب وجود دارد. انتخاب اول، خانه‌های تحت پوشش دانشگاه که ارزان‌تر و از امکانات بیشتری برخوردارند (به طور نمونه استفاده رایگان از اینترنت). انتخاب دوم خانه‌های دانشجویی خصوصی است.
طبیعتا در شهرهای کوچک هزینه‌های مسکن ارزان‌تر و در شهرهای بزرگ گران‌تر است. با این حال چه در خانه‌های خصوصی و چه در خانه‌های دانشجویی تحت پوشش دانشگاه، بایستی مبلغی بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ یورو در هر ماه برای مسکن در نظر گرفت. نکته قابل ذکر دیگر در مورد خانه‌های دانشجویی خصوصی و وابسته به دانشگاه در این است که در مورد دوم هزینه‌هایی همچون آب، برق، شارژ ماهانه، بر روی اجاره بها است، در حالی که در خانه خصوصی علاوه بر مبلغ اجاره، هزینه موارد ذکر شده را نیز جداگانه باید پرداخت.

هزینه بعدی که راهی برای فرار از آن وجود ندارد، هزینه بیمه دانشجویی است. دانشجویان بدون گواهی بیمه در دانشگاه ثبت‌نام نمی‌شوند. البته هزینه بیمه برای دانشجویان کمتر از افراد شاغل است. با توجه به شرکت طرف قرارداد، مبلغی بین ۶۰ تا ۷۰ یورو در هر ماه برای بیمه دانشجویی باید در نظر گرفته شود.
اگر برای مواد غذایی و پوشاک نیز مبلغی در حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ یورو در هر ماه در نظر بگیریم که البته تنها در قالب زندگی دانشجویی قابل تصور است، هزینه‌ها با احتساب هزینه‌های تحصیلی و غیرتحصیلی و با توجه به الزام پرداخت شهریه یا عدم الزام آن، شهر محل سکونت و همچنین هزینه‌های اجتناب‌ناپذیری همانند تلفن و اینترنت (در خانه‌های خصوصی)، مبلغی در حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ یورو در هر ماه برآورد می‌شود.
از همین رو نیز افرادی که ضمانت مالی از سوی بستگان خود در آلمان ندارند، موظف هستند، پیش از دریافت ویزا، ملبغی در حدود ۸۵۰۰ یورو برای سال اول زندگی به حساب بانکی‌ای به نام خود در آلمان منتقل کنند. این مبلغ برای پوشش هزینه‌هایی است که ذکر شد و تقسیم آن بر ماه‌های سال، در حدود ۷۰۰ یورو خواهد بود. البته در این میان کار دانشجویی را نیز نباید فراموش کرد.

دانشجویان خارجی اجازه دارند ۹۰ روز کامل یا ۱۸۰ روز، نیمه وقت، کار کنند. درآمد کارهای دانشجویی پایه‌ای ۴۰۰ یوروای دارد و از این رو با کار دانشجویی می‌توان بیش از نیمی از هزنیه‌های دانشجویی و در مواردی تمامی آن را تامین کرد.

 

لیست دانشگاه های ممتاز آلمان:

1- Technische Hochschule Achen

2- Universität Augsburg

3- Universität Bamberg

4- Universität Bayreuth

5- Freie Universität Berlin

6- Humboldt – Universität Berlin

7- Technische Universität Berlin

8- Universität Bielefeld

9- Universität Bochum

10- Universität Bonn

11- Technische Universität Braunschweig

12- Universität Bremen

13- Technische Universität Chemnitz – Zwickau

14- Technische Universität Clausthal

15- Technische Hochschule Darmstadt

16- Universität Dortmund

17- Technische Universität Dresden

18- Universität – Gesamthochschule Duisburg

19- Universität Erlangen – Nürnberg

20- Universität Frankfurt

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 مهر1389ساعت 15:19 توسط م. |

         

به طور کلی، استرالیا یه کشوری هست با وسعت زیاد و جمعیت کم (که البته به طرز وحشتناکی همه دارن هجوم می برن اونجا). بنابراین امکان پیشرفت اونجا خیلی زیاده. امکانات دولتی به میان سال ها و سالخورده ها خیلی خوب میده. به پناهنده ها هم که یه حقوقی میده. همه از این چیزاش خوششون میاد.

ولی واقعا یکی از معایب زندگی اونجا اینه که هزینه ها نسبت به امریکا و کانادا (و بعضی کشورای اروپایی حتی) خیلی بالاتره. اجاره خونه ها، قیمت خونه برای خرید و هزینه های دانشگاهها بالاتره. یک عیب دیگه ش هم اینه که خیلی از قطب های اقتصادی و فرهنگی دنیا دور هست.  

هزینه ها:

تو مقطع فوق ليسانس شهريه دانشگاه در ارزونترين حالت سالي حدود 15 هزار دلار استراليا بود. البته در مورد دانشگاه هايي كه من چك كردم و شايد ارزونتر هم باشه. دانشگاه هاي بهتر خب طبيعتا گرونتر هستن و تا سالي 25 هزار دلار استراليا هم هست.

هزينه زندگي شما مي تونه بسيار متغير باشه و سبك زندگي شما و شهر محل تحصيل خيلي مهم هستن. ولي فكر مي كنم به عنوان پايه بايد سالي 10 هزار دلار رو در نظر بگيريد كه البته اين ميشه يه زندگي بخور و نمير تو يه شهر متوسط. تو شهرهاي بزرگ مثل سيدني و ملبورن اين مبلغ رو دو برابر كنيد.

در استرالیا دوره مستر 1.5 تا 2 ساله... که البته در شرایطی میشه توی 1 سال هم تمومش کرد.

 

هزینه های کلی زندگی در استرالیا:

بطور کلی هزینه زندگی در استرالیا در شهرهای مختلف متفاوت است. بعنوان مثال سیدنی دارای بالاترین هزینه های زندگی و آدلاید دارای کمترین می باشد. بطور کلی می توانیم هزینه های زندگی در استرالیا را بصورت زیر دسته بندی کنیم:

1. هزینه اجاره خانه:

اجاره خانه در استرالیا بصورت هفته ای  پرداخت می شود. خانه ها در استرالیا شامل یونیت یا آپارتمان و  ویلا / هاوس می باشد. اجاره خانه به عوامل مختلفی همچون موقعیت واحد در شهر٬ تعداد خواب و نوع واحد بستگی دارد. بطور کلی خانه ها یا بصورت استودیو (بدون اتاق خواب) هستند که اجاره پایین تری دارد و یا دارای یک یا بیشتر اتاق خواب می باشند. همچنین برخی از خانه های با تعداد اتاق خواب زیاد بصورت اشتراکی اجاره داده می شوند در اینصورت فرد می تواند از یک اتاق خواب به همراه بقیه امکانات آن خانه بصورت اشتراکی استفاده کند. این مدل اشتراکی بیشتر برای دانشجویان که نمی خواهند هزینه زیادی داشته باشند. بطور متوسط شما می توانید خانه مورد نظر خود را با 190 دلار تا 340 دلار در هفته اجاره نمایید. همانطور که گفته شد رقم اجاره بستگی به شرایط و موقعیت خانه دارد.

 2. هزینه خوراک:

بطور متوسط هزینه غذایی در یک هفته برای یک زوج بین 80 تا 120 دلار می باشد. در استرالیا فروشگاههای زنجیره ای بسیار است و شما می توانید از اجناس مورد نیاز خود را از آنجا تهیه کنید. برخی از این فروشگاههای عبارتست از Woolworth و Coles.

در اینجا فهرستی از قیمتها به منظور آگاهی قرار داده ایم. 

محصول

قیمتAU$

محصول

قیمتAU$

یك كیلو فیله ماهی

12.00

یك كیلو برنج

1.50

یك كیلو میگو

28.00

یك كیلو لوبیا سبز

4.90

گوشت همراه با دنبه

12.00

یك كیلو لوبیا قهوه ای

3.50

گوشت چرخ كرده

7.50

یك كیلو هویج

1.50

دو كیلو مرغ یخ زده

7.50

یك كیلو پیاز

1.50

یك كیلوسینه مرغ

13.00

یك كیلو گوجه فرنگی

3.00

12عدد تخم مرغ

3.50

یك كیلو كاهو

1.50

یك لیتر شیر

1.40

یك كیلو پرتقال

4.00

پنیر معروف

7.00

یك كیلو موز

8.00

كره 250 گرمی

8.00

یك كیلو سیب

2.50

یك كیلو ماست

3.00

خمیر دندان

3.50

یك بسته غلات

6.00

آب معدنی

3.00

 

البته که این قیمت ها متغیره و اینا قیمت توی شهرهای کوچیکه.

3. هزینه وسیله نقلیه: 

در استرالیا وضعیت وسایل نقلیه عمومی خوب است و شما می توانید برای رفت و آمد از آن استفاده نمایید. وسایل نقلیه عمومی شامل اتوبوس ٬ قطار شهری و تاکسی می باشد. در صورتی که از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنید بایستی بلیط تهیه کنید که اینکار توسط دستگاههای صدور بلیط در مکان ایستگاه های اتوبوس یا قطار انجام می شود. معمولا بلیط های صادر شده دارای مدت زمان اعتبار می باشد مثلا برای چند ساعت و شما می توانید در این بازه زمانی از همان بلیط استفاده نمایید. بطور متوسط هزینه بلیط اتوبوس و قطار شهری بین 1 دلار و بیست سنت تا 3 دلار متغیر است بسته به مسیری که می خواهید بروید.  اما چنانچه می خواهید از ماشین شخصی خود استفاده نمایید بایستی توجه داشته باشید که مخارج ماشین شامل بنزین ٬ هزینه سرویس ماشین ٬ هزینه بیمه و هزینه رجیستر کردن  می باشد که هر سال بایستی این هزینه را پرداخت نمایید. بطور متوسط یک ماشین برای شما بین 50 تا 80 دلار در هفته هزینه دارد.

4. هزینه آب / برق / گاز / تلفن: 

در استرالیا  بایستی هزینه برق ٬ گاز و تلفن را پرداخت نمایید. معمولا هزینه ها هر دو ماه یکبار بصورت قبض برای شما ارسال می گردد. برخی از خانه های دارای گاز نیستد و تمامی وسایل با برق کار می کند. بطور متوسط شما در ماه 60 تا 90 دلار هزینه برق دارید و به همین میزان نیز مصرف گاز. سیستم تلفن دارای هزینه اجاره ماهیانه  30 دلار است و علاوه بر آن شما بایستی برای هر اتصال تلفن مبلغ 20 سنت بپردازید.

 

البته اینها هزینه های کلی هستند و شما هزینه های دیگری مانند پوشاک ٬ بهداشت و درمان و تفریح و سرگرمی خواهید داشت.

 

تحصیل:

دانشگاه های استرالیا شهریه دریافت می نمایند و میزان این شهریه به رشته و دانشگاهی که شما انتخاب می نمایید دارد. به طور تخمینی می توان میزان شهریه های عنوان شده در زیر را به عنوان یک بر آورد بسیار کلی در نظر گرفت اما توجه داشته باشید که میزان شهریه دانشگاه ها متغیر است و برای اطمینان از میزان دقیق شهریه دانشگاه مورد نظرتان حتما به وب سایت دانشگاه مراجعه نموده و یا به دانشگاه ایمیل ارسال نمایید و از آنها سوال نمایید.

دانشگاهها

تحصيلات پايه

9000 -  14000  دلار استراليا در سال

ليسانس

10000 - 16500 دلار استراليا در سال

مراحل تحصيلي بعد از ليسانس

Graduate Certificate

9000 – 16000 دلار استراليا در سال

Graduate diploma

11000  - 18000 دلار استراليا در سال

فوق ليسانس- دکتري

11000  - 18000 دلار استراليا در سال

آموزشهاي فني و حرفه اي

5500 – 18000 دلار استراليا در سال

مدارس

دبيرستان

6000 - 13000  دلار استراليا در سال

ابتدائي و راهنمائي

5000 – 11000 دلار استراليا در سال

دوره هاي آموزش زبان انگليسي

3500 – 13500 دلار استراليا در سال

 

 

بسياري از دانشجويان حداقل براي چند ماه اول ترجيح ميدهند که با خانواده هاي استراليايي اقامت گزينند. به اين نحوه اقامت قامت در منزل مي گويند که در آن صورت اتاق و غذاي شخص در آن در نظر گرفته شده است. هزينه ها و امکان انتخاب هر روش در نقاط مخالف استراليا متفاوت مي باشد.بسياري از موسسات آموزشي در استراليا شخصي را به عنوان افسر مسئول براي کمک در امر انتخاب مکان زندگي در نظر مي گيرند تا بتوانند به دانشجويان در امر انتخاب مسکن و مکان زندگي در داخل و يا در نزديکي موسسه آموزشي کمک نمايد. هزينه هاي در نظر گرفته شده زير تخميني مي باشند :

هم خانگي با خانواده هاي استراليائي همراه با خوراک روزانه

110-270 دلار استراليا در هفته

مسافر خانه و اقامت گاههاي موقت براي دانشجويان

80-135 دلار استراليا در هفته

هم اتاقي با دانشجويان ديگر

50-160 دلار استراليا در هفته

اجاره خانه و يا اتاق

70-350 دلار استراليا در هفته

خوابگاه دانشگاه

80-250 دلار استراليا در هفته

پانسيون شبانه روزي ( هزينه هاي ثبت نام منظور نگرديده اند)

8000 –11000 دلار استراليا در سال

 

مزایای ویزای دانشجویی استرالیا:

1. راهی سریع برای ورود به کشور استرالیا

2. گرفتن مدرک از دانشگاهی معتبر در جهان

3. اخذ ویزای اقامت دائم یا موقت یا ایالتی بعد از فارغ التحصیلی

4. وارد شدن در محیطی آکادمیک و آشنایی با محیط های علمی استرالیا

5. تقویت زبان انگلیسی (روان صحبتی) قبل از وارد شدن در جامع استرالیا برای کار و زندگی

6. افزایش رتبه علمی

معایب ویزای دانشجویی استرالیا:

1. هزینه های بالا برای تحصیل

2. نیافتن شغل مناسب برای پرداخت شهریه ها و زندگی در استرالیا

3. داشتن استرس برای بعد از فارغ التحصیلی و اقدام برای ویزای اقامت

4. بوجود آمدن دپرشن (افسردگی کم یا زیاد) به علت اینکه همه در سطح جامع مشغول کار و کسب درآمد هستند ولی دانشجویان خارجی بایستی شهریه و هزینه های زندگی را خود تامین کنند و همچنان هزینه کنند

5. اجازه نداشتن کار برای برخی از مقاطع تحصیلی

       

+ نوشته شده در شنبه 17 مهر1389ساعت 17:7 توسط م. |

           

اقامت دائم:

انگلیس به راحتی به کسی اقامت نمیده. مشکل دیگه هم اینه که با ویزای شینگن نمیتونید واردش بشید! توی این یکی-دو سال اخیر هم که اوضاع ویزا دادنش خیلی بدتر شده.

بنابراین می شه از دو طریق اقدام کنید:

1- گرفتن ویزای کار

2- گرفتن ویزای دانشجویی

 

برای گرفتن ویزای کار، باید دنبال یه Job offer باشید. یعنی کارفرمایی در انگلیس برای شما درخواست جذب بده. این کار خیلی مشکله. چون باید کسی رو پیدا کنید که توانایی انجام آن کار را داشته باشه (یعنی به نیروی کار در زمینۀ تخصص شما احتیاج داشته باشه و از لحاظ مالی هم امکان جذب از خارج رو داشته باشه) یا اینکه شما خیلی نابغه و خبره باشید. سخته ولی نشد نداره. در ضمن، شما می تونید از موسسات کاریابی بین المللی کمک بگیرید. شما باید سال به سال ویزا رو تمدید کنید (البته اینم کار ساده ای نیست. همون کارفرما باید تائیدیه بده و مراحل خودش رو داره) تا 7 سال که بتونید اقامت دائم بگیرید.

افرادی که کار آفرینی میکنن، یه امتیاز خیلی بزرگ دارن. ولی حالا کی اونقدر پول داره که بخواد اونجا مثلا کارخونه بزنه؟! اگه داشت که توی همین مملکت یه کاری می کرد!

 

هزینۀ زندگی:

انگلستان به طور کلی کشور گرونی هست. مثلا یه نون بخواید بخرید، باید دو پوند بدید! حالا بشینید حساب کنید که با پوندِ 1300 تومان، یه تیکه نون چقدر میشه!!! البته این تا وقتی هست که بخواید با درآمدِ ریالی خرج کنید و اونجا کار نداشته باشید.

یه نکته ای هم که به نظر مامانم خیلی مهمه توی انگلیس اینه که بدونید چه چیز رو از کجا و کی بخرید و واقعا هنری هستش برای خودش! چون قیمتها واقعا خیلی دینامیکه. . .

ASDA مثلا فروشگاه زنجیره ای هستش که قیمتها مناسبتره و اکثر دانشجوها ازش خرید میکنند. یا TESCOکه یه کم قیمت هاش بالاتره.

لباس و اینا که هیچی. ولی نون رو هم میشه بر اثر عدم اطلاع، از یه جا به سه-چهار برابر قیمت واقعی ش بخرید. خیلی ها هم صبر میکنن مثلا آخر ماهها روی میوه و خرت و پرت های دیگه تخفیف های خوبی میخوره.

 

ادامه تحصیل:

اگر مدت تحصيل شما در انگلیس بيش از شش ماه باشد، مجاز خواهيد بود كه در طول نيمسال تحصيلی هفته ای بيست ساعت و در زمان تعطيلات، به طور تمام وقت كار كنيد.

بيشترين تعداد دانشجويان خارجی مربوط به يونان است و كشورهای آمريكا، آلمان، چين، ژاپن و هند به ترتيب بعد از اين كشور قرار دارند. افرادی كه با هدف تحصيل به لندن می آيند انواع انتخابها را پيش روی خود دارند: دوره های بلند و كوتاه مدت، دوره های رايگان، كلاسهای پرهزينه، دوره های عملی و نظری، تحصيل در دانشگاههای خصوصی، دولتی، كالجهای محلی و دانشگاههای مختلف امكان انتخاب انواع تحصيلات را فراهم آورده اند.

در لندن تقريباً هر چيزی می توان ياد گرفت. از حسابداری و بازيگری گرفته تا جانورشناسی و زبانهای آفريقايی.

یکی از مزایایی هم که تقریبا فقط منحصر به دانشگاههای انگلستان هست، اینه که دورۀ دو سالۀ فوق لیسانس در این کشور در مدت یک سال و نیم ارائه میشه و گاهی حتی کمتر.

عمده دانشجويان در انگلستان براي زندگي به مبلغي در حدود 700-600 پوند در ماه احتياج دارند اين مبلغ هزينه هاي محل زندگي، غذا، لباس و نيازهاي اساسي (در حد زندگی دانشجویی) را شامل مي گردد. البته هزينه هاي زندگي در لندن يا در نواحي جنوب شرقي (بالاتر از 800 پوند / ماهيانه) مي باشد و هزينه هاي محل زندگي در شهرهاي نواحي مركزي انگلستان بالاتر است.

هزينه هاي زندگي براي رشته هايي كه در آنها آموزشهاي شغلي داده مي شود عموماً 10 درصد پايين تر از رشته هايي است كه منجر به نوعي مدرك دانشگاهي مي شود.

اگر بورس تحصیلی نخواید (که معمولا همه میخوان)، میتونید راحت پذیرش بگیرید ولی به دلیل هزینه های بالای اونجا، همه تقاضای بورس و انواع فاند رو میکنن.

دانشگاههای انگلیس به طور کلی پذیرش میدن ولی Fund خیلی کم میدن. هزینه ها هم اونجا تقریبا زیاده! یعنی نرخ تاکسی و یه مشت خرت و پرت خریدن نسبت به هرجای دیگۀ اروپا بیشتره. و البته چون واحد پولش هم پوند هست، یه کم به نظر گرون تر میاد!

 

معرفی دانشگاهها:

دانشگاه متروپوليتن لندن (London Metropolitan University)

اين دانشگاه در سال ۲۰۰۲ و در نتيجه به هم پيوستن دانشگاههاي "شمال لندن" (North London) و "لندن گيلدهال" (London Guildhall) به وجود آمد. اين خود باعث شده است كه دانشگاه متروپوليتن با داشتن دو محوطه دانشگاهي در لندن و بيش از بيست وهشت هزار دانشجو كه چهارهزار نفر از آنها خارجي اند، به يكي از بزرگترين دانشگاههاي بريتانيا تبديل شود.

اين دانشگاه اكنون چهارده گروه آموزشي دارد كه از ميان آنها مي توان معماري و طراحي فضا، كامپيوتر، ارتباطات، رياضيات و فنآوري، علوم تربيتي، بهداشت و علوم انساني و فن آوري پليمر را نام برد. دانشكده علوم اقتصادي و بازرگاني نيز در اين دانشگاه به فعاليت مشغول است.

دانشگاه كينگزتن (Kingston University (KU

اين دانشگاه كه در حاشيه جنوب غربي لندن قرار گرفته، داراي هفت دانشكده هنر، طراحي و موسيقي، علوم انساني و اجتماعي، بازرگاني، بهداشت، علوم و فناوري و همچنين علوم تربيتي است و به هفده هزار دانشجو خدمات آموزشي عرضه مي كند.

برخي از دروس ارائه شده در اين دانشگاه، مانند طراحي فضاهاي شهري و روستايي و نيز محيطهاي پيش ساخته جزو بهترين ها در كشورند.

دانشگاه كينگزتن در شهر كوچكي بيرون از لندن و در ساحل رودخانه تيمز قرار دارد و سفر از مركز لندن به آن بيست وپنج دقيقه طول مي كشد.

دانشكده بازرگاني كاس در دانشگاه سيتي (Cass Business school)، دانشكده بازرگاني لندن (London Business School) و دانشكده اقتصاد و علوم سياسي لندن (London School of Economics and political Sciences) تنها سه تا از چندين دانشكده لندن در اين زمينه اند كه شهرت جهاني دارند.

دانشگاه سيتي City University

اين دانشگاه در سال ۱۸۹۴ تأسيس شده است و برخي از دوره هايي كه به طور كاملاً اختصاصي در آن برگزار مي شود عبارت است از: بهداشت، بازرگاني و حقوق، رياضيات و مهندسي، علوم اجتماعي، رشته هاي هنري و فرهنگي و دوره هاي مختلف آموزش حرفه اي.

در دانشكده بازرگاني كاس (Cass Business school)، دوره هاي مختلف مديريت و بازرگاني در ارتباط با يكديگر و در مقاطع كارشناسي تا دكتري عرضه مي شود.

مراكز تحقيقاتي آن در مسائلي مانند اقتصادسنجي مالي (Financial Econometry) و رياضيات بازرگاني (mathematical trading) فعالتند.

اين دانشگاه پنج ساختمان مجزا و بيش از هيجده هزار دانشجو دارد.

مدرسه عالي بازرگاني لندن

مدرسه عالي بازرگاني لندن همواره يكي از ده مدرسه بازرگاني برتر جهان شناخته شده و كيفيت مقالات تحقيقي اعضاي هيئت علمي آن در حد عالي ارزيابي شده است.

دوره هاي مختلف ارائه شده در اين مدرسه شامل دوره هاي كارشناسي ارشد مديريت بازرگاني تمام وقت و پاره وقت براي مديران و همچنين دوره كارشناسي ارشد فشرده ده ماهه براي مديران ارشدي است كه مايل به افزايش مهارتهاي رهبري و مديريتي خودند.

چشم انداز زيباي ريجنتز پارك (Regents Park) كه از اين مدرسه قابل ديدن است، از ديگر ويژگيهاي اين مدرسه به حساب مي آيد.

مدرسه عالي اقتصاد و علوم سياسي (LSE)

شهرت ال اس اي به خاطر دوره هاي آموزش و تحقيق در علوم اجتماعي، سياسي و اقتصادي و نيز بسياري از برندگان جايزه نوبلي است كه از فارغ التحصيلان، يا اعضاي هيئت علمي اين مدرسه بوده اند.

گروه حكومت و روابط بين الملل اين مدرسه يكي از هيجده گروه آموزشي آن است كه در كنار مراكز تحقيقاتي از قبيل مركز حقوق بشر و مركز بررسي عملكرد اقتصادي و نيز پنج انستيتوي بين رشته اي مانند انستتيوي جنسيت به فعاليت مي پردازد.

شهرت و موقعيت مناسب اين مدرسه در مركز لندن باعث شده است افراد بسياري متقاضي تحصيل در آن باشند.

كالج سلطنتي لندن (Imperial College London) ، دانشكده داروسازي (The School of Pharmacy) ، دانشگاه گرينويچ (University of Greenwich) و مدرسه عالي بهداشت و بيماريهاي مناطق حاره (School of Hygiene and Tropical Medicine) ، تنها برخي از مراكز متعدد تخصصي علمي و پزشكي در لندنند.

كالج سلطنتي لندن (Imperial College London)

از به هم پيوستن كالج سلطنتي علوم (Royal College of Science) ، مدرسه عالي معدن شناسي (The Royal School of Mines) و كالجهاي سيتي و گيلدز (The City and Guilds Colleges) در سال ۱۹۰۷ كالج سلطنتي لندن شكل گرفت. اين كالج يكي از پيشگامان آموزش و تحقيقات علمي، پزشكي و فني است و دوره هاي كارشناسي و تحصيلات تكميلي در علوم مهندسي، رياضيات، پزشكي، محيط زيست و مديريت عرضه مي كند. در حال حاضر بيش از يازده هزار دانشجو در اين دانشگاه مشغول به تحصيلند و از ميان فارغ التحصيلان مشهور آن مي توان آلكساندر فلمينگ و ارنست چين، برندگان جايزه نوبل براي كشف پني سيلين را نام برد.

دانشكده بهداشت و امراض مناطق حاره دانشگاه لندن (London School of Hygiene & Tropical Medicine)

تحقيقات انجام شده در بخش تحصيلات تكميلي اين دانشكده متخصصان آن را قادر مي سازد تا در امر بهداشت بين المللي و امراض مناطق حاره، خدمات مشاوره و آموزش عرضه كنند. مهمترين گروههاي علمي اين دانشكده عبارتند از: شناخت بيماريهاي همه گير و بهداشت عمومي، امراض عفوني و بيماريهاي حاره و سياستگذاري بهداشت عمومي. مركز تحقيقات مالاريا در اين دانشكده همچنين از شهرت جهاني برخوردار است.

دانشكده داروسازي دانشگاه لندن (The School of Pharmacy)

در دوره هاي كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتري اين دانشكده، تدريس و تحقيق در زمينه داروشناسي و صنايع دارويي انجام مي شود.

بيش از يكصدوشصت سال سابقه باعث شده است كه گروههاي سه گانه داروسازي، صنايع دارويي و شيمي دارويي و زيستي اين دانشكده از شهرت بين المللي برخوردار باشد.

دانشگاه گرينويچ (The University of Greenwich)

اين دانشگاه داراي سه شعبه در بريتانياست. يكي از آنها دانشكده دريانوردي گرينويچ (Maritime Greenwich) در شرق لندن و در محل كالج قديمي نيروي دريايي سلطنتي در ساحل رودخانه تيمز است كه ساختمانهاي سه گانه آن را سر كريستوفر رن معمار كليساي سنت پل به سبك باروك بنا كرده است، اين ساختمانها در شمار ميراث فرهنگي قرار دارند.

بيش از هشت هزار دانشجو در اين دانشگاه و در رشته هاي بازرگاني، كامپيوتر، محيط زيست، حقوق، تعليم و تربيت و چندين رشته ديگر مشغول به تحصيلند.

انستيتو دريانوردي گرينويچ (Greenwich Maritime Institute) كه اختصاص به بررسي مسائل دريانوري همچون سياست و تاريخ دريانوردي دارد، در كنارانستيتو منابع طبيعي (Natural Resources Institute) ، مركز تحقيق مشاوره و آموزش مديريت منابع طبيعي و انساني در دانشگاه گرينويچ قرار دارند.

مدرسه موسيقي و تئاتر گيلدهال، انستيتو لندن، آكادمي سلطنتي موسيقي و كالج سلطنتي هنر از مؤسسات مختلف لندنند كه در زمينه آموزش هنر و موسيقي ، طراحي لباس و چاپ شهرت جهاني دارند.

مدرسه عالي موسيقي و تئاتر گيلدهال

اين مدرسه در سال ۱۸۸۰ تأسيس شده و امروزه جمع بزرگي از نوازندگان، بازيگران، مديران صحنه و عوامل فني را از كشورهاي مختلف در كنار يكديگر گرد آورده است.

انستيتو لندن

اين مؤسسه در واقع مركزي است براي ايجاد خلاقيت در هنر و شامل پنج كالج براي آموزش رشته هاي هنري طراحي و ارتباطات است:

كالج هنر كمبرويل (Camberweell College of Arts)

كالج هنر و طراحي چلسي (Chelsea College of Art & Design)

كالج مركزي هنر و طراحي سنت مارتينز (College of Art & Design)

كالج طراحي مد لندن (London College of Fashion)

كالج چاپ لندن (London College of Printing)

بيش از بيست ودو هزار نفر در اين مجموعه مشغول تحصيلند و از فارغ التحصيلان معروف آن مي توان استلا مك كارتني و پيرس برازنان، بازيگر نقش جيمز باند را نام برد.

آكادمي سلطنتي موسيقي در دانشگاه لندن

آكادمي سلطنتي موسيقي يكي ديگر از مدارس مشهور موسيقي است كه نوازندگان و رهبران اركستر بسياري در سطح بين المللي آموزش داده است.

رشته هاي مختلفي كه در اين كنسرواتوار مشهور تدريس مي شود عبارتند از: سازهاي زهي، سازهاي بادي كوچك و بزرگ، رهبري اركستر، اپرا و گروه كر، موسيقي مذهبي، جاز و اجراهاي تاريخي.

آهنگساز و رهبر اركستر مشهور، لئونارد برنشتاين در اين آكادمي تحصيل كرده بود.

كالج سلطنتي هنر

كالج سلطنتي هنر دوره هاي كارشناسي ارشد در رشته هاي هنر و طراحي عرضه مي كند و در دانشكده هاي مختلف آن رشته هاي سراميك، شيشه گري، معماري و طراحي داخلي، طراحي خودرو، چاپ روي پارچه و مديريت موزه هاي هنر معاصر در كنار رشته هاي ديگر هنر تدريس مي شود.

از استادان اين كالج مي توان ادواردو پائولوتسي، استاد سراميك را نام برد. ديويد هاكني، خواننده پاپ، هنري مور، مجسمه ساز معروف و گري اولدمن، بازيگر هاليوود از شاگردان اين كالج بوده اند.

كالج سلطنتي موسيقي

اين كالج يكي از معتبرترين كنسرواتوارهاي موسيقي در بريتانياست و دوره هاي كارشناسي و كارشناسي ارشد و آموزش حرفه اي در رشته هاي موسيقي و رهبري عرضه مي كند.

در اين كالج، موزه سازهاي موسيقي تشكيل شده كه بازديد از آن براي دانشجويان و عموم آزاد است.

از فارغ التحصيلان معروف اين كالج مي توان بنجامين بريتن و اندرو لويد وبر را نام برد.

دانشگاه ساوت بنك (South Bank University - London)

اين دانشگاه بيش از يكصد سال قدمت دارد و حدود يازده هزار دانشجو در آن مشغول به تحصيل در دانشكده هاي بازرگاني، پژوهشها و تحولات تجاري، محيطهاي پيش ساخته، مهندسي، علوم و فن آوري، بهداشت و علوم انساني و اجتماعي اند.

دانشگاه تيمز ولي (Thames Valley University (TUV


اين دانشگاه با بيش از بيست هزار دانشجو در غرب لندن و در بركشاير (Birkshire) قرار دارد. سه دانشكده اين دانشگاه عبارتند از: دانشكده تحصيلات حرفه اي، كه در آن دوره ها ي مربوط به بازرگاني، مديريت و حقوق و جهانگردي تدريس مي شود؛ كالج موسيقي و رسانه ها (LCMM) و دانشكده بهداشت و علوم انساني.

اين دانشگاه همچنين "مركز مراجع آموزشي" (Learning Resource centers) را تشكيل داده است كه با عرضه فن آوري پيشرفته دانشجويان را ياري مي دهد با برنامه ريزي زماني دلخواه خود به يادگيري مطالب بپردازند.

دانشگاه وست مينيستر (University of Westminister)

اين دانشگاه در سال ۱۸۳۸ به عنوان اولين دارالفنون (دانشگاه فني بريتانيا) در رشته هاي فني و علمي تأسيس شد.

امروزه اين دانشگاه تعداد چشمگيري دانشجو به خود جلب كرده است و براساس داده هاي "سازمان آمار آموزش عالي" ۲۳۲۲۵ دانشجو بين سالهاي ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۱ در اين دانشگاه تحصيل كرده اند.

تعداد رشته هاي عرضه شده نيز افزايش يافته است. در دانشكده هاي متعدد اين دانشگاه امكان تحصيل در رشته هايي همچون رسانه هاي جمعي، هنر و طراحي، علوم زيستي، معماري و محيطهاي پيش ساخته، اقتصاد و مديريت، علوم كامپيوتر، رياضيات و آمار و نيز زبان هاي گوناگون وجود دارد.

دانشجوياني كه براي تحصيل در مقاطع كارشناسي و بالاتر به اين دانشگاه مي آيند، مي توانند با مراكز معروفي نظير مركز مطالعات دموكراسي و مركز مطالعات مربوط به اجراي مجازات اعدام همكاري كنند.

از فارغ التحصيلان معروف اين دانشگاه مي توان ويوين وست وود، طراح معروف لباس و آنتوني كارو مجسمه ساز مشهور را نام برد.

دانشگاه لندن

دانشگاه لندن، بزرگترين دانشگاه بريتانياست. اين دانشگاه مجموعه اي از كالجها و مؤسسات مختلف است كه دوره هاي تمام وقت و پاره وقت و دروس مقاطع كارشناسي و بالاتر را ارائه مي دهند. برخي از كالجها و مؤسسات آن چندين دانشكده دارند، همچون كينگز كالج كه بيش از هيجده هزار دانشجو در آن مشغول به تحصيلند.

+ نوشته شده در سه شنبه 13 مهر1389ساعت 8:56 توسط م. |

                    

با خودم حساب کرده بودم که چقدر دربارۀ این کشورا نوشتن آسونه! سرِ این کانادا، متوجه شدم که دیگه مامان اطلاعات خاصی نداره و نمیشه صحت هر یه کلمه رو ازش جویا بشم. خوبیِ فرانسه این بود که فوری مامان رو صدا میزدم و میگفتم یه بار مطلب رو بخونه و تایید یا رد کنه!

بگذریم . .

کانادا خیلی وسیعه و فرهنگ ها و حتی زبان، لهجه و آب و هوای متفاوتی دارن جاهای مختلفش. هر شهری در کانادا ممکن هست مزایا و معایب خودش را داشته باشد، تحقیقات من راجع به شهرهای مختلف کانادا (تحقیقات اینترنتی و پرس و جو از افرادی که الان کانادا هستند) به عبارت زیر می باشد:


Vancouver
+ هوای خوب (پایین ترین تعداد روزهای سال با دمایی زیر صفر درجه در بین 20 شهر بزرگ کانادا)
+ مردم مهربان
- گرانی اجاره مسکن (بالاترین میانگین اجاره و قیمت مسکن در بین 20 شهر بزرگ کانادا)
- دورترین نقطه کانادا به ایران
- میزان پایین تعداد روزهای تابش آفتاب در سال
- وجود بی خانمان ها

- اکثرا روزهای بارانی

Calgary
+ در آمد خوب (بالاترین میانگین درآمد در بین 20 شهر بزرگ کانادا)
+ میزان بالای تعداد روزهای آفتابی در سال
- یکی از سرد ترین شهرها بین 20 شهر بزرگ کانادا

Regina
+ بالاترین خدمات ارائه شده به مهاجرین جدید،
+ قیمت پایین مسکن
+ بالاترین تعداد روزهای آفتابی در سال در بین 20 شهر بزرگ کانادا
+ پایین ترین آمار بیکاری در بین 20 شهر بزرگ کانادا
- سردترین شهر در بین 20 شهر بزرگ کانادا

Toronto
+ بزرگترین شهر کانادا
+ مرکز قطب صنعتی کانادا
+ نزدیکی نسبی به ایران ( پرواز مستقیم به خاورمیانه )
- گرانی مسکن و خانه
- زمستان سرد
- مردم سرد

Ottawa
+ نزدیکی به سفارت ایران
+ پایین تر بودن قیمت اجاره مسکن و خانه نسبت به Toronto
- سردتر بودن نسبت به Toronto
- دو زبانه بودن شهر

Montreal
+ خدمات کمک آموزشی عالی
+ پایین بودن هزینه های زندگی
- حساسیت به زبان انگلیسی
- زمستان سخت

 

اینکه دیگه هرکسی چه شرایطی داره و اولویت های زندگیش چطوره، بستگی به خودِ افراد داره. بنابراین شهرهای مختلف میتونه واسه آدم های مختلف مناسب باشه.

توی کانادا خیلی کارا، حتی مشروب خوردن مجازِ مجاز نیست. آدمهای مست رو توی خیابون میگیرن اگه از یه درصدی بیشتر باشه. یه چیز دیگه اینکه توی فرانسه خیلی ها رو میبینی که وسط خیابون در حال ماچ و بوسه، بلکه بیشترش هم هستن. کانادا از این خبرا نیست! حواستون باشه.

 

مهاجرت:

فکر کنم دربارۀ مهاجرت، این موسسه ها اینقدر تبلیغ کردن که دیگه گوش فلک کر شده! اکثرا هم اطلاع دارن از شرایط. من سعی می کنم اینجا بیشتر به چیزایی بپردازم که کمتر از کانادا میگن.

یه مزیت زندگی در کانادا اینه که مردم اونجا از کشورها و فرهنگ های مختلف با پیشینه های متفاوت اومده اند و بنابراین، اونجا شما احساس غریبی نمی کنید. تازه، جایزه هم دارید اگه بتونید کانادایی الاصل پیدا کنید!

یه عیبس هم که برای مهاجرت به کانادا من شنیدم، اینه که پروسه ش 68 ماه از طریق فدرال طول می کشه. دوستانی که اطلاعات دارن، دربارۀ صحت این مطلب نظر بدن لطفا.

تحصیل:

رنکینگ تایید شده ای واسه دانشگاههای کانادا وجود نداره. یعنی اونایی هم که هست، خیلی ایراد بهشون وارده. یه دلیلش هم اینه که اکثر دانشگاههای اونجا دولتی هست و طبق استانداردهای خاصی کار می کنند.

چیزی هست اینه که معمولا این نه تا دانشگاهی که این پایین اسمشون رو نوشتم، همیشه (تقریبا)، جزو همین نه تای اول بوده اند:

MCGILL University
University of BRITISH COLUMBIA
 University of TORONTO
QUEEN'S University
University of MONTREAL
University of ALBERTA
MCMASTER University
University of WATERLOO
University of WESTERN ONTARIO

طبیعتا این رو هم در نظر داشته باشید که اون چهار-پنج تا اولی ها دانشجوهای تاپ رو میپذیرن. بنابراین یه کم سخت میشه پذیرش گرفتن. اگر Fund هم بخواین که دیگه سخت تر.

این هم بگم که خیلی خودتون رو با این رنک ها اذیت نکنید. مثلا UBC یه دلیلی که رنکش اینقدر خوبه موقعست جغرافیایی و مرکزیتشه. نه  که دانشگاه خوبی نباشه، ولی میخوام بگم که در سنجیدن رتبه، خیلی عوامل دخیل هست که همش ربطی به سطح علمی نداره.

این دانشگاه هایی که من نوشتم، همشون تایید شده و از دانشگاههای خیلی خوب هستند.

اصولا، كانادا با ارائه  كمك هزينه هاي تحصيلي، بيشترين سرمايه گذاري را روي بخش آموزش دارد. كالج ها و دانشگاههاي كانادا از لحاظ كيفيت آموزش مشهور هستند.

کار و اوضاع اقتصادی:

اوضاع اقتصادی فعلا خراب! حداقل تا 2011! واقعا به مهاجرایی که اول میان کار سخت میدن. واسه همینم احتمالا باید چند سال اول کمی دندون روی جگر مبارک بگذارید (عجب جمله ای شد ها)

سایت های کاریابی در کانادا:

http://monster.ca/

http://www.workopolis.com/EN/Common/HomePage.aspx

 

چند نکته که یکی از دوستام که دو ساله رفته کانادا نوشته: (البته بیشتر سعی کرده روی ضعف ها دست بذاره. یه مقادیری هم طنز مینویسه ولی همش واقعیه):
1. برای استخدام باید کانادین اکسپرینس داشته باشین. این دیگه از عجایب است. یعنی داستان مرغ و تخم مرغ است و کدام اول بوده. اگر کار نکنین که تجربه کانادایی ندارین اگر هم بخواهین کار اول پیدا کنین می گویند تجربه کانادایی نداری! خلاصه کثافتی است. توصیه می شود حتما بروید کار مجانی یا داوطلبانه کنید برای چند ماه تا تجربه کار کانادایی پیدا کنید.

2. اگر اهل مشروب و سیگار و اصولا مفاسد هستید در همان ایران بمانید که اوضاع اینجا خراب است. به جرات می توانم بگویم میزان مصرف مواد مخدر و مشروب در ایران چند برابر کانادا است. شاید تهران به اندازه کل کانادا مواد و مشروب مصرف می شود ( به آمار دولتی مراجعه کنید). اگر اسلامی و حزب اللهی و حجابی هستید بشتابید اینجا که غفلت موجب پشیمانی است. خلاصه اگر می خواهید بقول معتادین پاک شوید بیایید اینجا. از این مملکت اسلامی تر کسی ندیده. دلیلش هم واضح است. خیلی گران است. راستی مشروب فروشی فقط در انحصار دولت است ساعت کار مشخص هم دارد. ببینن داری مشروب قاچاق می فروشی چوب به ماتحتت می کنند. سیگار کشیدن هم که حکم کشیدن تریاک را دارد. سیگاری خیلی کمتر از ایران هست.

3.  در مورد کار عرض کنم ایران هر کاره ای بوده اید اینجا آن کار را نمی توانید انجام دهید مگر در موارد استثنایی. فکر کارهایی مانند فروشندگی در مغازه ها، بوتیک، سلمانی، پیتزایی یا پیک و دلیوری و صندوقدار فروشگاه و اینها باشید. بخصوص اول کار، تازه اگر آنها را هم بگیرید شانس آورده اید. کار کردن در مک دونالد و تیم هورتون و استار باکس هم بد نیست. بخور و نمیری هست.

4. امور سیاسی مطلقا تعطیل است. نه کسی می داند دولت کی هست نه نماینده ها کی هستند نه وزرا. نخست وزیر را بعضیا تو تلویزیون دیدن. اینجا سیاسی فعال ایرانیا هستند! از دنیا هم هیچ خبری ندارند.

5.  دانشگاههای خوبی دارد و محیط عمومی خوب است. مشکل ورود است. وام تحصیلی هم می تونید بگیرید اما حواستان باشد توی حساب بانکی بیشتر از 2000 دلار نداشته باشید!

6. اصلا و ابدا با کمپانی مخابراتی راجرز کار نکنید. در پاچه می کنند اساسی. البته بقیه هم مالی نیستند.

7. اینجا با کانادایی حرف می زنید حواستان باشد در مورد مذهب- سیاست- خاورمیانه- اسراییل- عربها- هلوکاست- نژاد- رنگ- جنسیت – مسائل جهان- جنگ و سلیقه ها اصلا حرف نزنید. ممکن است به قیمت از دست دادن کارتان تمام شود. خیلی پرت هستند. فقط در مورد آب و هوا- بازی هاکی- اسکیت- بیس بال- مالیات- ماهیگیری- شکار- مارشملو- راکون- سنجاب- هالووین- کریسمس- کی بهتر می رقصه-شنا- کمپینگ- آنفولانزای خوکی-پینات باتر- میپل لیفز و سگ حق دارید صحبت کنید. نظر هم ندهید هر چی گفتند بگین اوکی! قضیه ناموسی است. خانمها هم اصولا حرف خطرناک نمی زنند الحمدالله بحث کیف لویی ویتون است و لوازم آرایش و حراج و لباس و عروسی و زاییدن و از این موارد که مشکلی درست نمی کند خیلی هم خوب است!

8. روش زندگی‌ اینجا رو باید بپذیری. با تمام این سختی‌های که گفتم مدل زندگی‌ اینجا اینطوری هست. روش زندگی‌ ایران رو فراموش کن. اینجا موقعی که اوضاع کار خوبه عالیه ولی‌ هر چند سال یکبار این اتفاق می‌افته یعنی رکود اقتصادی میشه. و همه هم اینو می‌دونن. همشون چندین بار در طول عمرشون اخراج شدن. و همشون این کارهای پایین رو انجام دادن. حتا خیلی‌‌هاشون بعد بازنشستگی دوباره رفتن یه کار پایین شروع کردن چون پول بازنشستگیشون نمیرسیده. من خودم یه همکار داشتم که ۷۰ سالشه و پارسال بازنشسته شد. الان رفته تو فرودگاه مامور حراست (به قول ما) شده یعنی دم در وای میشه و بازجویی بدنی میکنه. اینجا این چیزا طبیعی هست و ما که با دید زندگی ایرانمون اومدیم خصوصاً ما که در ایران جزو قشر متوسط رو به مرفه بودیم باید این مدل زندگی‌ رو بپذیریم و یا حداقل ازش تصویری داشته باشیم.

 

تسهيلات پزشكي:  سیاست ها و برنامه های بهداشت ملی کانادا بر عهدۀ دولت های فدرال و استانی می باشند. دولت فدرال از طریق ادارۀ بهداشت و رفاه کانادا، برنامه هایی را به منظور تأمین نیازهای ساکنین این کشور اجرا می نماید.

کانادا دارای یکی از منظم ترین و کامل ترین سیستم های مراقبت های بهداشتی در جهان است، لذا بیمارستان ها، کلینیک ها و مطب های خصوصی بسیاری تحت پوشش این برنامه قرار دارند. کلیۀ شهروندان کانادایی و مهاجرینی که مقیم کانادا هستند تحت پوشش برنامۀ ملی بیمۀ درمانی هستند و می توانند به صورت رایگان از خدمات این مراکز استفاده نمایند.

 

من یه لیست بلند بالایی هم گرفتم از دوستان، واسه کسانی که میخوان بار و بندیلشون (؟!) رو ببندن و برن. این لیست کمک میکنه که چه چیزایی ببرید و چقدر ببرید. مطالب این لیست، واسۀ اکثر کشورا مشترک هست. اینجا نمیتونم بذارمش چون خیلی زیاده. اون دسته از دوستانی که میخوان، بگن من براشون ایمیل کنم.

 

یک مطلب خیلی قشنگ و جالب هم که پیشنهاد میکنم بخونید: آیا می توانم در کانادا زندگی کنم؟

 

+ نوشته شده در یکشنبه 4 مهر1389ساعت 11:31 توسط م. |

مطالب قدیمی‌تر